| از مهر تا مهرگان |
|
|
| مهربان افسر كشميري | ||||||||||||
| ۱۱ مهر ۱۳۸۸ | ||||||||||||
|
اهورامزدا به اسپیتمان زرتشت گفت: ای اسپنتمان هنگامی که من مهر دارنده دشتهای فراخ را بیافریدم، او را شایسته ستایش بودن مساوی در سزاوار نیایش بودن مساوی با خود من که اهورامزدا هستم بیافریدم. از بند فوق می توان به اهمیت ایزد مهر پی برد. در گاتها به مهر اشاره ای نرفته است و حتی در جزو مهین فرشتگان امشاسپند هم نیست ولی سراسر اوستا، سرود گوی مقام و درجه این ایزد است و از عظمت آن سخن می دارد، چنانچه یشت دهم که همان مهریشت است، پس از فروردین یشت،یکی از یشتهای بلند و بسیار قدیم و بی اندازه دلکش است. مهریشت منظوم و به 35 کرده تقسیم شده که در کل 146 بند است، که هر کدام بطور غیر مساوی دارای ابیاتی است ولی به گونه ای نیست که بتوان وزن آنها را مثل گاتها معین نمود و آنها را بریک قاعده کلی قرار داد. مهریشت به درستی یادآور عهد آریایی و نیز اصلاح اشوزرتشت در آن دیده می شود. پیش از اشوزرتشت مهر، مقام خدایی داشت ولی با ظهور و پیدایش اشوزرتشت و تغییراتی که او در آیینهای پیش از خود به و جود آورد، مهر از مقام خدایی افتاد و تبدیل به یکی از ایزدان برجسته شد. به گونه ای که که گفته شد اوستا و به ویژه مهریشت در مقام و درجه او سخن می گوید. از مهریشت دو مطلب عمده میتوان دریافت، یکی راستی و دوم دلیری مهر. این یشت را می توان سرچشمه راستگویی و پهلوانی ایرانیان دانست. این نکته را دشمنان دیرین هم پوشیده نداشته اند. مهرایزد همواره بیدار و غرق اسلحه برای یاری رساندن به راستکاران و برانداختن دروغگویان به مهر و پیمان شکنان در تکاپو است. در آغاز یشت دهم، اهورامزدا چنین به زرتشت میگوید:من مهر را به مانند خود، شایسته و سزاوار نیایش آفریدم. ای زرتشت کسی که به مهر دروغ بگوید«مهرودروج» و پیمان شکند و شرط وفا نداند، ویران کننده کشور و کشنده راستی، ای زرتشت تو نباید عهدی که بستی را بشکنی، خواه با یک مزدیسنا، خواه با یک دیویسنا. چه معاهده با هر که بسته شده درست و قابل احترام است. چنانکه بیان شد مهر از آفریدگان اهورامزدا محسوب می شود و مسئول برقراری عهدو پیمان را بر عهده دارد، از این رو ایزد فروغ و روشنايی است تا هیچ چیزی بر او پوشیده نماند و هر آنچه در سراسر گیتی می گذرد، از راست و دروغ و از عهدی که بسته و شکسته می شود همه را ببیند و بسنجد و در نظر بگیرد. و برای اینکه به خوبی از عهده پاسبانی و حراست برآید، دارای هزار گوش و ده هزار چشم است. در تفسیر پهلوی این یشت چنین آمده که این گوشها و چشمها خود فرشتگانی هستند که از طرف ایزد مهر برای دیده بانی از اعمال و رفتار مردمان مامورند و به او خبر می دهند و بعلاوه ده هزار دیدبان به خدمت او هستند و دایما در اطراف زمین در گردش اند و وقایع را به مهر خبر می دهند، مقام ایزدمهر براساس مهریشت در بالای کوهی به نام هرا جای دارد و این یعنی ایزدمهر بر همه چیز مسلط و آگاه است و همه جا را می پاید و خود به پهنای کره زمین است. یعنی مهر در همه جا حاضر و ناظر است. اگر کسی از حقی محروم شده باشد و به نزد مهر شکایت می برد، هرچند صدای او ضعیف باشد اما این ناله سراسر گیتی را فرا می گیرد و به عالم بالا می رسد و مهر از آن آگاه شده به یاری می شتابد. همچنین مهر، برج بزرگ معینی هم دارد که همیشه در آنجا مانند پاسبانان بپا ایستاده و آماده خدمت است. ایزد مهر همانند ایزد سروش هماره بیدار است و بازوان او به حدی توانا است که تمام دنیا را فرا می گیرد و دروغگو را در هر کجای گیتی که باشد، به چنگ می آورد. دلیری، بینای و فریفته نشدنی از صفات بارز و مشخص اوست. کلیه صفاتی که باید داشته باشدرا داراست و به اسباب و وسایل لازم از هر جهت فراهم شده است. بهرام(پیروزی)، سروش(فرمانبرداری)، رشن(دادگری)، اشتاد(درستی)، پارند(نیک بختی و فراوانی)، اشی یا ارت(توانگری و ثروت) از پیش و از پس و راست و چپ مهر در حرکتند. به ویژه ایزد رام از یاران اوست چون دین زرتشتی دین عمل است، مهر نیز در همین جهان به دروغگویان و پیمانشکنان، سزا می دهد. آنانرا پریشان و سرگردان می کند و در میدانهای جنگ، ضربه تیغ و تیر و نیزه آنان را کارگر نمی سازد و آنانرا خوار و زبون می کند. همچنین دینداران راستکردار را به نعمت و خوشی و سرافرازی و آبادی و شهریاری و برتری می رساند و در کارزار نبرد پیروزمندشان میکند. و به مناسبت زور و توانایی مهر است که در زمانهای گذشته، پادشاهان به مهر توجه می کردند و در خود یشت دهم نیز آمده که مهر شهریاری بخشنده است و از این رو یکی از فرشتگان ستودنی در میان طبقه اشراف و جنگجویان بوده است. از آنجا که مهر خورشید نیست بلکه ایزد فروغ و روشنایی است. این نکته به خوبی از یشت 10 برمی آید. گذشته از مهر یشت در سایر قسمتهای اوستا هم میان خورشید و مهر تفاوت بوده است. مانند وندیداد، فرگرد 19 بند 28. در کتابهای جدیدتر به مانند مینوی خرد هم چنین مفهومی برداشت می شود. همانگونه که نباید شک کرد که مهروخورشید یکی نیست، در این هم نباید شک کرد که این دو از زمانهای بسیار قدیم به هم نزدیک بوده اند و یکی فرض شده اند. چنانکه روان و فروهر به هم نزدیک بوده اند. در نوشته های دیگر اوستایی،مهر وظیفه قضاوت روان را بر عهده دارد و در کنار سه ایزد دیگر، سروش، رشن و اشتاد، کار داوری روان بر سر چینودپل را بر عهده دارد و داوری است که با تمام مهر ومهربانی و عطوفت و به دور از هرگونه غرض ورزی داوری می کند. و الگو و نماد مهر و عطوفت داوری است. در کنار این تفاسیر می توان اینگونه هم برداشت کرد که ما باید به ایزد مهر وجودمان هزار چشم و هزار گوش بدهیم تا همه جا و همه کس را ببیند و درک کند و بسنجد و به همگان عشق بورزد و در غم و شادی همگان شریک باشد و حقیقتا برای درک بهتر آلام همنوعانش گوش و چشمان بیشماری داشته باشد و به سان دشت فراخی سینه اش برای عشق ورزیدن به همه آماده باشد. جشن مهرگان: بر طبق تقویم سنتی زرتشتی(اوستایی)، روز 16 هر ماه، به فرشته فروغ و به مهر اختصاص دارد واین روز جشن بسیار بزرگی است، در روز مهر از ماه مهر. در بندهشن آمده است که در جشن مهرگان مشیه و مشیه از نطفه کیمرث به صورت گیاه پدید آمدند. این جشن را در گذشته میتراگانا می نامیدند یعنی متعلق به مهر که بعد به مهرگان تبدیل شد. این جشن بزرگ به مدت 6 روز طول می کشد که از روز مهر، شانزدهم، آغاز و به روز 21 که رام باشد پایان می یابد. مهر روز از مهرماه را مهرگان کوچک، آغاز مهرگان بود و جشن عامه و روز رام، مهرگان بزرگ نامیده می شد و جشن خواص. با این همه به طوری که از گزارش ابوریحان برمی آید، سراسر مهرماه از طرف توده های مردم جشن گرفته می شد و چون زرتشتیان این جشن را برابر با تقویم قدیم خورشیدی برگزار می کنند، روز دهم مهرماه کنونی برابر با روز 16 تقویم اوستایی است. در ایران قدیم تنها دو فصل بوده است، تابستان بزرگ و زمستان بزرگ. در کلیه اوستا از همین دو فصل یادشده است که نوروز جشن بزرگ برای آغاز تابستان و مهرگان جشن بزرگ برای آغاز زمستان است. جشن مهرگان بسیار باشور و عشق و سرور انگیز بوده و از علمای ایرانی و غرب اخبار زیادی نقل شده است. اینگونه که در این نوشتارها آمده است، در هنگام این جشن بزرگ، موبد موبدان، سفره ای که در آن لیمو و شکر و نیلوفر و به و سیب و یک خوشه انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته شده بود ، واچ گویان نزد شاه می برند. ابوریحان بیرونی هم در آثارالباقیه خود از مهرگان سخن می گوید و به این مسئله اشاره دارد که آخرین روز این جشن که 21 ماه باشد، فریدون ضحاک تازی را در کوه دماوند به زندان انداخت و خلایق را از گزند او برهانید. در نتیجه این روز را عید گرفتند و فریدون مردم را امر کرد که کشتی ببندند و واج گویند و در هنگام خوردن و آشامیدن لب از سخن فروبندند، چون به صورت نمادین مدت چیرگی ضحاک تازی هزار سال طول کشید و مردم دیدند که ممکن است عمر کسی این همه طولانی شود، از این به بعد دعای خیرشان در حق یکدیگر این بود «هزارسال بزی». همچنین آمده زرادشت فرمود، آغاز و انجام مهرگان در بزرگی و شرافت یکی است و پس هر دو روز را جشن بگیرید. از این پس هرمزشاپور در تمام روزهای مهرگان جشن می گرفت و در روزگاران بعد پادشاهان و مردمان ایرانشهر از آغاز مهرگان تا مدت 30 روزمانند نوروز جشن می گرفتند. ابوریحان بیرونی در کتاب دیگر خود، التفهیم فی صناعته التنجیم، بار دیگر اسارت ضحاک به دست فریدون را خاطرنشان می سازد و بلعمی نیز می نویسد«آفریدون افسر یافت و ضحاک را بگرفت و بکشت و همان روزگار تاج بر سر آفریدون نهاده، جهان به وی سپردند و آن مهر روز بود از مهرماه و مهرگان نامیده شد و جشن برپا کردند و آفریدون به ملک نشست. این جشن به اندازه ای بزرگ و محترم بود که استیلای عرب هم نتوانست آنرا از بین ببرد و بسا از عادات و رسومات ایران در مدت غلبه و قهر مغول از دست رفت. از اشعار منوچهری برمی آید که در عهد سلطان مسعود غزنوی باشکوه و جلال تمام در دربار سلطان مثل قبل جشن مهرگان را می گرفتند. از همه نشانه های تاریخی چنین برمی آید که ایرانیان پیشگامی که نهضت مردمی را رهبری می کردند، تنها به خاطر پدیدآمدن روح پایداری همواره کوشیدند با زنده نگه داشتن برخی از این جشن ها و انگیزاندن مردم به رفتارهای مشابه، باپدید آوردن یکپارچگی قومی، در برابر یورش پر از ظلم و ستم فرمانروایان ایستادگی کنند. امروز مهرگان با همه سرگذشت پرماجرایش جشن زحمتکش ترین توده های مردم یعنی دهقانیان و کشاورزان است زیرا کشاورزان و دهقانان بودند که با اعمال فشار بر هیات حاکم از مهر، ایزدی مهربان ساختند که نگهبان گله و رمه باشد و اینان بودند که در صدر مبارزه های مردم علیه حکام ظالم با برگزاری آیینهای جشن مهرگان به تقویت روحیه ملی و روحیه مقاوت کمک کردند و در واقع این جشن را به صورت جشن پیروزی بر ستم دشمنان در آوردند و آن را به صورت نماد مبارزه درآوردند. در نگارش این نوشتار از نوشته های زیر بهره برده شد: یشتها، جلد اول ابراهیم پورداوود، انتشارات اساطیر جشنهای ایرانی، دکتر پرویز رجبی، انتشاراتت فرزین آداب و رسوم و آیینهای ایرانی، موبد اردشیر آذرگشسب، انتشارات فروهر سخنرانی های موبد اردشیر خورشیدیان بازدید: 705
|
||||||||||||