• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


در کنار مدیر موفق کرمانی
چاپ ارسال به دوست
اميد كاجيان   
۱۸ شهريور ۱۳۸۸
 در میان زرتشتیان کرمان یک نفر هست که همه او را به نام یک مدیر زن موفق زرتشتی می شناسند برایم جالب آمد تا برای آشنایی بیشتر با چنین شخصیتی گفتگوی دوستانه ای با کتایون آذرشهری مدیر داخلی تالار مهر_یکی از موفق ترین رستورانها و تالارهای شهر کرمان _ داشته باشم، زنی که از ظواهر امر پیداست نه تنها در کار بلکه در زندگی هم توانسته امور مختلف را به خوبی اداره کند.
كتايون آذرشهري
وقتی زنگ  منزل خانم آذر شهری را می زنم می بینم که خود او به گرمی به استقبالم می آید و مرا به داخل خانه راهنمایی می کند رفتارش بیشتر به مادری مهربان و سختکوش ودر عین حال جدی شبیه بود تا مدیری سختگیر! خودش گفتگو را شروع می کند "اولین چیزی که یک مدیر باید داشته باشد احساس مسئولیت است و بعد از آن درست عمل کردن در کار ."

از صداقت می گوید و اینکه اگر راستی در انجام کار نباشد آن کارهم عملی نخواهد بود از معانی ریاست هم با من حرف می زند و اینکه ریاست پشت میز نشینی نیست برای ریاست باید با کارکنان بود آنها را درک کرد. "همیشه برای انجام سریعتر کارها کفشهای کتانی به پا می کنم و اگر لازم باشد در کنار کارگران هم همراه با آنها کار خواهم کرد چون این کار به آنها می آموزاند که کار کردن، مدیر و کار گر نمی شناسد و به آنها انگیزه می دهد" و به این نکته اشاره دارد که: "باید همیشه سعی کرد تا از دست اندازهای کارو زندگی رد شد"

در میان حرفهای آذر شهری یک حرف  خیلی به دلم چسبید، گفت: "ما مرتب از سخنان زرتشت می گوییم، زرتشت به آموزش دادن جوانان بسیار اهمیت می داد اما ما این آموزش دادن را نیاموختیم و یا گاهی نمی خواهیم که بیاموزیم" می گفت برای اینکه جوان امروزما بداند در اجتماع چگونه رفتار کند چگونه در کار موفق باشد نیاز به آموزش دارد آموزشی که منشا آن از خانواده هاست.
تالار سنتي مهر
گویا این مدیرزن زرتشتی به قانونمند بودن بسیار اهمیت می دهد و اینکه هر جایی قانون خاص خودش را دارد و اینکه در تالار مهر هم قانون خانم آذر شهری است که حرف اول و آخر را می زند و هر مقام بلند پایه ای هم که وارد این تالار می شود باید بر طبق همین قانون رفتار کند.

کتایون خانم متولد سال 26 است همسرش جهانگیر کیومرسی متولد 23 و دارای سه فرزند به نامهای هومن که پزشک عمومی است رامین که در کارهای گرافیکی فعالیت دارد و سهراب که او هم در عرصه هنر فعالیت داشت و از ایران مهاجرت کرد کار به اینجا که رسید با توجه به شناختی که از فعالیتهای اجتماعی سهراب در کرمان داشتم از دلایل مهاجرتش می پرسم.

اما حرفهای مادر هم شنیدنی است "سهراب همیشه این را می گفت که من مادر و پدرم را دوست دارم من اگر مشکلی نداشتم نمی رفتم ولی شاید با رفتنم بتوانم آن مشکلات را حل کنم. کسی که حاضر می شود خانه و زندگی خودش را رها کند به امید یک جای بهتر دیوانه نیست مطمئن باشيد یک مشکلی دارد متاسفانه ما فقط یاد گرفتیم زود قضاوت کنیم."

مدیر تالار مهر می گوید که اگر آدم در میان 10 نفر آدم خوب، خوب باشد هنر نکرده و لی اگر در میان 10 نفر آدم بد، خوب باشد هنرمند است و اینکه چه قدر این کار سخت است و شجاعت می خواهد شجاعتی که کتایون آذرشهری آن را داشته است.
تالار سنتي مهر
کتایون خانم از بزرگترین آرزویش حرف می زند اینکه بچه های اول دبستان تا اول راهنمایی را یکجا جمع کند و به آنها بگوید که زندگی یعنی چه به آنها درباره ایران بگوید در باره خارج از ایران و اینکه در هردو.حالت از خرافات دوری گزینند نحوه گفتار صحیح را بیاموزند و روی پای خود بایستند.

ازسابقه دوران مدیریتش تاکنون به یاد ندارد با کسی دعوا کرده باشد. "کارگرهای من اگر از مسئولیت سر در بیاورند همه کارهای من مرتب انجام خواهد شد و دیگر نیازی به دعوا و جرو بحث نیست و این مسئولیت پذیری هم نیاز به آموزش دارد" اما از جوانان و رفتار با جوانان می پرسم و او می گوید: "من باید همیشه در کارهایم طوری رفتار کنم تا جوانها جذب من شوند جوان ایده ها و فکرهای نو دارد باید پذیرای این ایده ها و فکرها بود نباید وقتی یک جوان می اید تا کاری انجام دهد ذوقش را کور کنیم کار اشتباهی که گمان می کنم در جامعه زرتشتی بسیار انجام دادیم چون هیچ گاه در برخی اجتماعاتمان فکر نو و تغییر را نپذیرفتیم. همین کارها را کردیم تا جوان ما اعتماد به نفس نداشته باشد"

از کارهای جماعتی و انجمن زرتشتیان می پرسم و اینکه چرا هیچ گاه کاندیدای عضويت انجمن کرمان نشده پاسخ می دهد: "فرصت این کارار نداشتم اما خیلی فکرها در سرم  بود که اگر انجام می شد گمانم بسیاری از مشکلات حل می شد و اینکه  برای مدیریت اماکن مختلف زرتشتیان باید اصولی کار کرد و از تغییر جای چند نفر کاری درست نمی شود. و البته نباید گذاشت تا کارهای جماعتی به دست چند نفر که رابطه خویشاوندی با هم دارند بیافتد."
تالار سنتي مهر
از مشکلات زندگی اش هم می پرسم: "همسرم 8 سال است که سرطان دارد. بچه هایم خیلی اورا دوست دارند مثل خود من که او را دوست دارم . البته خدارا شکر که الان خیلی بهتر شده است." اما بیماری همسر و دغدغه فرزندان خود کار سختی است در کنار بیماریهای فشار خون، آسم و آرتروزی که خود وی هم با آن در گیر است.

وقتی می گویم با این مشکلات تا حالا کم نیاوردید جوابش این است: "انسان همیشه در درون کم می آورد ولی من نمی خواهم تا ان را بروز دهم، می خواهم عین درخت سپیدار باشم ایستاده بمیرم ولی هیچ وقت نشکنم."

آذر شهری از سن 18_19 سالگی معنی زندگی و زندگی کردن را فهمید از همان وقتی که ازدواج کرد و چون خودش می خواست زندگی را آموخت و آموزش دادن آن را به فرزندانش سرلوحه کار خود قرار داد. مدیر موفق کرمانی از "من من" گفتن های اجتماع بیزار است و به این موضوع اشاره دارد که همین چیزهاست که اجتماع کوچک مارا گهگاه به جان هم می اندازد، مهاجرتها پیش می آید، جوانها را دلسرد می کند و با غم و اندوه خاصی این موضوع را بیان می کند که در اجتماعش بچه هایی را می بیند که می توانند بهترین باشند ولی از وطن دل می کنند و یا اینکه چرا به جای طرد جوانانی که همسر غیر زرتشتی بر می گزینند نمی آییم تا ایراد کار را پيدا كنيم.

 می گوید، ما باید بیاموزیم که از پیشرفت کردن یک همکیش حمایت کنیم نه به خاطر اینکه شاید روزی بهتر از ما شود سد راه او شویم. آخرین حرفهای آذر شهری هم شنیدنی است: "به کسانی که می خواهند برای جامعه خدمت کنند بها دهیم، عقیده هایمان را تحمیل نکنیم ما در جامعه مان مدیران موفق بسیاری داریم که باید آنها را پرورش دهیم."

با پایان یافتن صحبتهایم با کتایون آذر شهری با رامین کیومرسی فرزندش مدتی صحبت می کنم کارهای هنری اش را می بینم کارهای زیبایش نظرم را جلب می کند، او حتی پیشنهادات و طرحهایی هم برای ماهنامه اشا دارد از او دعوت می کنم تا به دفتر اشا بیاید و با ما همکاری کند اما مثلی که خاطرات خوشی از اجتماعات زرتشتی ندارد و دعوت من را نمی پذیرد.  بیایید تا نگذاریم افراد هنرمندی همچون رامین هم روزی بار سفر را به خاطر دلزدگی از جامعه ببندند.  

برگرفته از ماهنامه اشا


بازدید: 1086

  یادداشت ها (3)
1. نویسنده فرزانه گشتاسب, در ۱۳۸۸/۰۶/۲۰ - ۲۰:۲۷:۲۳
خانم آذرشهری عزیز، درود برشما، چقدر سخنانتان ارزشمند و آموزنده بود؛ به عنوان کسی که با وجود همه مشکلاتی که در کارهای پیچیده اجتماعی ما وجود دارد، به این قبیل کارها معتاد شده، آرزو می کنم جامعه از تجربیات و توانمندی افرادی چون شما بیشتر بهره ببرد.
2. نویسنده م.ع, در ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ - ۰۱:۲۰:۴۵
جناب کاجیان بنده به عنوان یک خواننده سایت شما خیلی دلم می خواست با چنین مدیری ملاقات داشته باشم بنابراین پیگیر آدرس تالار مهر شدم و وقتی به این مجموعه بسیار زیبا و سنتی رسیدم و تقاضای وقت ملاقات با این مدیر موفق را درخواست کردم با شخصی برخورد کردم بنام آقای دولت زاده مدیر موفق مجموعه سنتی مهر و زمانیکه سراغ خانم آذر شهری را گرفتم مشخص شد که ایشان به مدت سه سال دفتر دار تالار و به مدت سه سال مدیر سالن رستوران سنتی مهر بوده ودر حال حاضر نزدیک به یک سال است که با این مجموعه همکاری نمی کند .  
در گزارش جنابعالی شخص ایشان به عنوان مدیر تالار و رستوران ذکر شده در صورتیکه با زحمات شبانه روزی برادران دولت زاده اکنون ما شاهد چنین بنای سنتی زیبایی در شهرمان هستیم خواهشمند است گزارشی را تنظیم نمایید که با ایشان (آقای دولت زاده ) به عنوان مدیر موفق مجموعه سنتی مهر و همچنین مدیریت پیتزا و ساندویچ هستی  
مصاحبه ای داشته باشید  
با تشکر م.ع از کرمان
3. نویسنده تالار مهر, در ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ - ۱۲:۳۵:۳۴
آیا واقعا مدیر موفق تالار مهر خانم آذرشهری است یا آقای دولت زاده .

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات