• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho



netprotect

rambod

zaban
حكيم من
چاپ ارسال به دوست
پريا ماوندي   
۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
Image
حکیم من: سیمرغ سخن به یادت سراپرده‌ی تازی‌گری درید و دستگاه همایون هستی به راهت نوای بیداد دمید، راهی که فراز در آن فرود نیابد و رسایی در آن رسوایی نیارد و این راه راهی نیست جز: چو ایران نباشد تن من مباد ... ، تن تو مباد و تن ما مباد.

حکیم من: هنوز واژه‌های پارسی چون تویی نمی‌شناسند که دوستانه بر آنها بتازد و هنوز رستم و سهراب، گیو و گودرز و گردآفرید چون تویی نمی‌دارند که چنین حماسیانه آنها را بنماید تا نمادوارانه، ایرانیان را ببالانند.

حکیم من: تویی که هنوز و هنوزه ریشه­هایت در سرزمین پارسی­گویی می­پاید و درخت پارسی­گویی، پارسی­سرایی و پارسی­خوانی از تو، آسمان و فراآسمان می­کاود و اندیشه­های ایران­نشینان و حتی غیرایران­نشینان را به خود می­کشاند.

ای حکیم حکیمان، ای که باژِ طوسِ خراسانِ ایران دیگر چون تویی به خود نبیند و بر سطر و صفحه­ها و برگ­های هیچ کتابی دیگر سی هزار چکامه­ای این چنین ننشیند؛ چکامه­هایی که شاهنامه­ی نثر ابومنصوری پیشین را، روحی از شاهنامه­ی نظم فردوسی دهد و پیرو دقیقی شاعر و به دنباله­روی او نقشی بر آن نگارد که تا به حال کلکان خیال و ناوکان مژگان این چنین یاد و خاطری بر خود نیابد.

و اکنون حکیم من، با سروده‌هایت اکنون و دیروز و امروز برایم بی معنی است چرا که مرا در زمانه‌ی بی­زمانی به فریاد وا می‌دارد و این‌گونه با یاد تو و به راه تو می‌خوانم و می‌بالم.


بازدید: 684

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده به به خيلي ممنون, در ۱۳۸۸/۰۲/۲۶ - ۱۸:۱۶:۰۵
دست پريا خانم درد نكنه. 
 
باز هم از حكيم بشنويد: 
 
درخت غم به جانم کرده ریشه بدرگاه خدا نالم همیشه 
 
رفیقان قدر یکدیگر بدانید اجل سنگ است و آدم مثل شیشه
2. نویسنده مهراب وحیدی, در ۱۳۸۸/۰۲/۲۶ - ۱۹:۰۹:۴۴
با درود 
سپاس از نثری زیبا که کلام نظم دارد در بنیان خویش. از نقالی جوان که شاهنامه را با بیان خویش به درون جان انسان می برد چنین نثری نیز انتظار همی رود.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات