|
به مناسبت 9 فروردين سالروز زايش روانشاد دكتر كسرا وفاداري به ياد استاد |
|
|
| افشين زعيم | ||||||
| ۰۹ فروردين ۱۳۸۸ | ||||||
|
درود استاد
نوروز بر شما خجسته باد هرگاه که نوروز می آيد ، سه چيز را به يادم می آورد . نخست تازه شدن و نو شدن را ، دوم زايش بزرگ مرد آريايی اشوزرتشت اسپنتمان و سوم شما را می بينم با همان کت و شلوار و پاپيون سبز که از ته دل می خندين ، شما را به ياد می آورم نه به خاطر آنکه در نوروز ديده به هستی باز کرديد ، بلکه شما در نوروز و هر روز ديده های ما جوانان عاشق را به شادی و فرهنگ ايران زمين باز کرديد . استاد عزيز هرچند که شما به ما آموختيد در هر لحظه از زندگيمان شاد باشيم و ديگران را شاد کنيم ، اما حال که برای شما می نويسم دلم گرفته و اشک امانم را بريده است . آن روزهايی را به ياد می آورم که وجود پرانرژی و شاد شما به ما اميد زندگی می داد . در حاليکه دارای مدارک عالی علمی بوديد و استاد دانشگاه سوربون فرانسه و همچنين مردی دارا ، اما هيچ گاه نديدم خنده از لبانتان برچيده شود و يا بخواهيد فخر بفروشيد . يادم می آِيد زمانی را که با همان پاپيون هميشگی و کت و شلواری خوشرنگ و زيبا در کنار ما جوانان بر روی زمين می نشستيد . اشکهايم ! امانم دهيد می خواهم با استادم سخن بگويم . استادی که به ما عشق آموخت ، اما ناجوانمردانه او را کشتند . استادی که يک بار ديگر شادی را با دل های يخ زده ی ما آشتی داد ، اما حال يادش مرا بارانی می کند. به ما آموختی که کسی را برای خود بت نسازيم ، اگر می توانيم فردی سودرسان باشيم ، اما استاد اگر از شما سخن می گويم مرا سرزنش نکنيد ، دلم برايتان تنگ شده است . فقط همين . افشين زعيم 4/1/88 بازدید: 547
|
||||||