شما مجاز به دیدن این منبع نیستید.
شما باید وارد شوید

  • default color
  • red color
  • green color
mina
channel
پذیرشگاه اهواز، کمک می خواهد...
چاپ ارسال به دوست
تهمینه اختری   
۰۶ تير ۱۳۹۵
Image
وقتی اسم انجمن به گوشمان میخورد اولین مکانی که در ذهن اکثریتمان نمایان میشود یک اتاق است که در وسط آن یک میز 10،12نفره که دور تا دور آن صندلی چیده شده است و اطراف اتاق را کتابخانه هایی از کتابهای قدیم و جدید،مذهبی و اجتماعی و فرهنگی پر کرده است،تازه این انجمن شاید برای یک محله نسبتا کم جمعیت باشد،انجمن به همین اتاق خلاصه نمیشود،ممکن است چند اتاق دیگر هم در گوشه و کنار حیاط ساختمان قرار داشته باشد که دیگر شغلهای منصوبی انجمنیان را جا و مکان میدهد از دبیرخانه گرفته تا اتاق مدیر و جلسه و ....

اما  در کنار تجسم خودتان از انجمن اینک پذیرشگاه  را به خاطر بیاورید،جایی بسیار متفاوت از انجمن، ساختمانی که با داشتن راهرو و سالن و در ادامه چندین اتاق در چند طبقه مسافران همکیش را که از شهرهای دور و نزدیک مهمان آنجا هستند سکنی میدهد،همچنین آشپزخانه و دیگر امورات گذراندن یه زندگی چند روزه را هم دارد،ناگفته نماند که بعضی از محله ها و یا شهرها ساختمان انجمن و پذیرشگاهشان در کنار هم قرار دارد اما باز هم میتوان تفاوت زیادی بین این دو قائل شد.

حدود یکسال پیش بود که به دلیل شغل همسرم راهی اهواز شهر گرما و رشادت شدم،شهری که الان آسماتش سرخ است و زمینش از خاک پوشیده ،زیاد روز و شبش شبیه شهرهای دیگر نیست،با پرس و جو و گشتن داخل تقویم شماره انجمن اهواز را یافتم تا در مورد شماره پذیرشگاه اهواز و آدرس آن بپرسم که فرد پاسخ دهنده انجمن را همان مکان پذیرشکاه بازگو کرد و بعدها فهمیدم که مکانی که برای استراحت به آن رفته ایم در بین زرتشتیان اهواز همان انجمن زرتشتیان اهواز خوانده میشود، شاید قبل از ورودم تصور دیگری از این مکان داشتم اما از بدو ورودم همه چیز تغییر کرد. انقدر خسته بودیم که اولین اتاق راهرو که بهترین اتاق انجا بود را صاحب شدیم، اما بستگی به نظر شما دارد که بهتر را چگونه معنی کنید؟ شاید از دید یک نفر بهتر یعنی داشتن کولر ، داشتن تخت ، داشتن قالی، داشتن تلویزیون، داشتن جاروبرقی و یا داشتن لامپ!!!!

و شاید از نظر کسی بهتر یعنی داشتن تختی با تشک های تمیز و خاک نگرفته که حتی خاک حاصل از آن تا زیر تخت هم لانه کرده بود، داشتن تلویزیونی با آنتن که حداقل وقتی روشن میشود چیزی نشان دهد، بهتر یعنی داشتن کولری که درزهای اطرافش گرفته شود تا موجودات خزنده خاص جنوب وارد اتاق نشود، داشتن قالی هایی که از فرط کهنگی و خاک آلودگی نتوان رویش نشست و شاید بهتر اینکه مجبور نشوی برای ماندن در آنجا وادار به خرید سم مورچه شوی تا لانه های ایجاد شده در لابه لای درز دیوار و زمین و لولای در اتاق را منهدم کنی. بگذریم که بهتر میتواند رنگ داشتن اتاق و تعمیر کردن گچ های ریخته شده دیوار هم معنی دهد و یا حتی گوشه ای از اتاق وسایلی کهنه و بی فایده جا خوش کرده باشند و بهتر اینکه این وسایل به بیرون برده شود، اما از حق نگذریم یک سری پتو داخل کیسه در بسته بود که شاید به مسافر درد دیدن این صحنه ها را برای خوابیدن تسکین میداد.

شاید این کمبودهایی که اینجا گفته شد برای یک مسافر تنها که برای یک یا دو شب مهمان اهواز است قابل تحمل باشد اما برای کسی که شاید مجبور باشد 1ماه را در آنجا سپری کند و برای سر کردن با این وضع خود دست به کار به تمیز کردن اتاق شود کمی درد آور است.

صبح فرا رسید و وقت گشتن در مکان انجمن رسیده است.آتشکده اهواز هم در این ساختمان قرار دارد، شاید زیباترین و آرامش بخش ترین و تمیز ترین و نوساز ترین مکان این ساختمان همین اتاق مقدس باشد که زرتشتیان اهواز به عشقش هر ورهرام ایزد را به آنجا می آیند آش و سیرگ میپزند و در کنار هم شاد هستند.

آشپزخانه شاید از دید همه امان بهتر بود.حداقل کمی تمیز تر بود و وسایلش سالم تر.اما خب بوی نو و تازگی در آن به مشام نمیرسید. اما خب تاکید میکنم بهتر از هیچی بود.

اتاق های کنار راهرو و بالای راهرو و طبقه فوقانی هم دست کمی از اتاق پایین نداشتند، جدا از حضور موجوات خزنده در روی دیوارهای انجمن، بوی کهنگی و درد نو شدن از هر طاق اتاق و هر پیکره دیوارها فریاد میزد که دست خیرخواه و همیاری توانا میخواهد تا کمی هم به درد دل این ساختمان کهنه نفس گوش دهد و به آن جانی دوباره ببخشد.

ساختمان انجمن ،فضای کوچکی نیست و تمیزکردن حتی حیاط آن هر هفته لازم است و انرژی بالا میخواهد و نا حق نگوییم از عهده نگه دارنده انجمن که پیرمردی سالخورده است که کمی مشکل بینایی دارد خارج است ،حتی برای رفتن به دستشویی و حمام هم گاهی لازم است خود مسافر مواد شوینده را خریداری کند و دست خیری برای تمیز شدن مکان زندگی موقتش برساند.

حالا بر میگردیم به تعریف انجمن،اگر داشتن یک سالن در کنار راهروی ورودی که میزی ندارد و اتاقی در بسته در طبقه فوقانی که به نظر نمی آید دست کمی از باقی اتاقها داشته باشد بر طبق تعریف است دیگر بحثی نیست،در این مدت تمیز ترین اتاق آنجا اتاق سرباز زرتشنی بود که حدود 6 ماه ساکن انجمن بود و خودش با چسباندن کاغذ دیواری و انداختن زیر انداز، آنجا را برای خودش لذت بخش آن هم شاید کرده بود.

اهواز شهری گرمسیر و داغ است اما فقط در 6ماهه اول سال، که میتوان ماه فروردین اهواز را هم جز مناطق خوش آب و هوای ایران دانست، خواند.این به این معنی است که جدا از ساکنان زرتشتی اهواز که به 20نفر میرسند و گاهی حتی تعداد آنان بیشتر هم میشوند مسافران زرتشتی هم این شهر را در زمان خوش آب و هوای آن جز شهرهای گردشگری و مسافرتی خود قرار میدهند و چشم امیدشان بعد از خدا ،وقتی وارد اهواز میشوند به پذیرشگاهیست که به نام انجمن آماده پذیرایی از آنهاست.مطمئنا با بالابودن مخارج هتل ها در ایام تعطیل زرتشتیان گرایش زیادی به رفتن به هتل نخواهند داشت و حتی اگر قیمتها هم منصفانه باشد رفتن به مکانی که برای افراد زرتشتی ساخته شده و خاص همیکشان است مزه ی دیگری خواهد داشت اما در مقابل با دیدن وضع پذیرشگاه، مسافر ممکن است اهواز را از لیست شهرهای گردشگری خود حذف کند و این یعنی نابودی سنتها،نابودی بافت تاریخی انجمن یا پذیرشگاه اهواز و کمرنگ شدن هر چه بیشتر زرتشتیان اهواز و مهاجرت همین جمعیت ناچیز به شهرهای دیگر،باور کنیم و بپذیریم وقتی زرتشتیان اهواز دلگرم به مسافران غیر از فامیل خود به آنجا نباشند شهر خود را شهری گمشده و فراموش شده میدانند که حتی یک ساختمان نو و بازسازی شده برای انجمن و پذیرشگاهش ندارد.

باور بسیاری از ما برای رفتن به اهواز به همین چند جمله خلاصه میشود،شهر گرمیست،اما در زمستان و عید هوای عالی دارد،اما مسافت طولانی را باید رانندگی کرد و بعد از وارد شدن به شهر جای خوب و راحتی برای استراحت وجود ندارد و در نهایت به همان دور باطل میرسیم و اهواز از لیست مسافر خط خواهد خورد.

شاید اگر تاب گوشه حیاط انجمن زبان داشت ،بی شک تقاضای رنگ میکرد،شاید موزاییک های حیاط بسیار زیبای انجمن تقاضای تازگی و مرمت میکردند،دیوارها با ریخته شدن گچ هایشان درد دل سر نمیدادند و موجوات موزی هم جرات حضور در حریم استراحت مسافران زرتشتی خسته راه را نمیکردند.

انجمن یا پذیرشگاه اهواز نیاز به دیده شدن دارد،نیاز به یاری برای تازه شدن،برای رنگ گرفتن و برای نفس کشیدن دارد تا با جان گرفتنش روی خوش و زیباتری به مسافران دور و نزدیکش نشان دهد که هرساله کنجی نرم و آرام برای دل گرمی حضور همکیشان از شهرهای دور و نزدیک باشد.

بازدید: 1734

  یادداشت ها (4)
1. نویسنده آناهيتا, در ۱۳۹۵/۰۴/۰۶ - ۱۳:۱۹:۱۲
درود بر تهمينه خانم! خانمي انگار اصلا پذيرشگاهها ساخته شدند براي فرسودن. اگر يك سر به پذيرشگاه تهران هم بزنيد اوضاع سامان خوبي ندارد و البته اهواز كه ديگر جاي خود دارد
2. نویسنده فرشید بختیاری, در ۱۳۹۵/۰۴/۰۶ - ۱۴:۰۳:۳۴
یادش بخیر 
سال ۸۳ بود که تو اهواز خدمت سربازی بودم 
خیلی مردم خونگرم و مهمان‌نوازی داره 
و خیلی خیلی مهربون 
یکبار که بی خبر رفتم مرخصی، همه نگرانم شده بودن
3. نویسنده همکیش, در ۱۳۹۵/۰۴/۰۶ - ۱۹:۲۲:۲۲
با درود به شما خانم اختری بسیار بجا مشکلات رابیان نکردی ولی متاسفانه چند سالی هست که همکیشان اهوازی راه مهاجرت به تهران وحتی به خارج از کشور درپیش گرفته اند حدود سال 70 تعداد همکیشان در اهواز بین 120 تا 150 نفر بودند خیلی ها بازنشسته یا انتقالی گرفتند ودر حال حاضر اگر 20 نفر ساکن باشند واگر اینطور پیش برود در چند سال آینده دیگر کسی در اهواز نیست مانند زاهدان وتعطیل شدن پذیرشگاه آن ضمن اینکه دارایی انجمن اهواز چشمگیر می باشد نمونه آن سالن وزمین ورزش کیانپارس اگر فروخته ودر جایگاه مناسبی سرمایه گذاری شود تاحدودی جوانان را امیدوار به ماندن ونرفتن میکند
4. نویسنده همکیش یزدی, در ۱۳۹۵/۰۴/۰۸ - ۱۴:۴۶:۰۲
باید از انجمن زرتشتیان اهواز تشکر کرد که با همه سختی ها این مکان را آماده نگه داشته است. 
نباید اینگونه حرف زد و نوشت که انرژی منفی به زحمتکشان جامعه منتقل می کند.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code