شما مجاز به دیدن این منبع نیستید.
شما باید وارد شوید

  • default color
  • red color
  • green color
mina
channel
مدیریت زبان
چاپ ارسال به دوست
عالیجناب   
۰۲ تير ۱۳۹۵
Image
يكي بود يكي نبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبود. پسر بچه‌ای بود که اخلاق خوبی نداشت و با سخنان زشتش دیگران را ناراحت می‌کرد. روزی پدرش جعبه‌ای میخ به او داد و گفت: «هر بار که کسی را با حرف‌هایت ناراحت کردی، یکی از این میخ‌ها را به دیوار طویله بکوب». روز اول پسر بچه 20 میخ به دیوار کوبید. پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی که دیگران را می‌آزارد، کم کند. پسرک تلاشش را کرد و تعداد میخ‌های کوبیده شده به دیوار کمتر و کمتر شد. یک روز پدرش به او پیشنهاد کرد تا هر بار که توانست از کسی بابت حرف‌هایش معذرت خواهی کند، یکی از میخ‌ها را از دیوار بیرون بیاورد. روزها گذشت تا اینکه یک روز پسرک پیش پدرش آمد و با شادی گفت: «بابا، امروز تمام میخ‌ها را از دیوار بیرون آوردم»! پدر دست پسرش را گرفت و با هم به طویله رفتند، نگاهی به دیوار انداخت و گفت: «آفرین پسرم، کار خوبی انجام دادی. اما به سوراخ‌های دیوار نگاه کن. دیوار دیگر مثل گذشته صاف و تمیز نیست. وقتی تو عصبانی می‌شوی و با حرف‌هایت دیگران را می‌رنجانی، آن حرف‌ها هم چنین آثاری بر انسان‌ها می‌گذارند. تو می‌توانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و آن را بیرون آوری، اما هزاران بار عذرخواهی هم نمی‌تواند زخم ایجاد شده را خوب کند. زخم زبان هم به اندازة چاقو دردناک و برنده است».

داستان بالا را خیلی از ما شنیده‌ایم، اما اینکه چند درصد از ما به آن عمل می‌کنیم بحث دیگری است! اکثر ما آدم‌ها وقتی عصبانی می‌شویم، چشمانمان را می‌بندیم و بدون فکر، هر آنچه دلمان می‌خواهد بر زبان می‌آوریم. اکثر ما وقتی حالمان خوب نیست، تقصیر را گردن زمین و زمان می‌اندازیم؛ و بیچاره آن بنده‌خدایی که اولین نفری باشد که با ما روبرو می‌شود! تیر ترکش زبان را چنان بر جانش روانه می‌کنیم که دل، روح و روانش در کسری از ثانیه با خاک یکسان می‌شود. گاهی یادمان می‌رود که جایگاه طرف مقابل را بسنجیم، یادمان می‌رود آن بنده‌خدا هیچ نقشی در عصبانیت و دلخوری ما نداشته، یادمان می‌رود حق نداریم به کسی توهین کنیم!

گهگاهی شاید بد نباشد، بعضی از ما، از روی این حکایت بنویسیم تا یادمان بماند «انسان» حرمت دارد، «زبان» حرمت دارد، و مهمتر از همه، «دل» حرمت دارد.

گهگاهی شاید بد نباشد، بعضی از ما، به خود یادآوری کنیم که جای میخ‌های زبان، تا سال‌های سال، بر دیوار دل می‌ماند. بی‌شک آسان‌ترین کار این است که هنگامی که عصبانی هستیم، هر چه دلمان خواست به افراد بگوییم و بعداً عذرخواهی کنیم؛ اما حقیقت این است که زندگی دشوار است!

کاش در دانشگاه‌ها، به جای مدیریت زمان، «مدیریت زبان» آموزش می‌دادند. کاش بار دیگر که خواستیم دهان‌مان را باز کنیم و تیر زبان را به اولین فردی که در سر راهمان قرار می‌گیرد پرتاب کنیم، از خود بپرسیم «نقش او در مشکل من چیست؟ آیا او مسبب مشکل من بوده است؟». کاش نگذاریم به خاطر عصبانیت ما حرمت‌ها بشکند. کاش یادمان باشد که شکستن دل صدا ندارد، اما آهی که از آن بلند می‌شود تا آسمان هفتم را به لرزه در می‌آورد. کاش یادمان بماند که دل شکستن هنر نمی‌باشد ...


بازدید: 1445

  یادداشت ها (3)
1. نویسنده خاطره, در ۱۳۹۵/۰۴/۰۲ - ۱۴:۲۶:۲۳
با درود 
وقتی ان را خواندم هنوز تمام نشده اشک ریختم
2. نویسنده همکیش, در ۱۳۹۵/۰۴/۰۳ - ۰۹:۴۳:۰۱
البته که تاثیر زبان همانند عمل چاقو نیست اما برای افراد حساس یا افرادی که آمادگی برای ترک رفاقت دارند بهانه خوبی است. 
بزرگی می گفت: دوست آنست که عیب های تو را بپوشاند و در تنهایی آنها را به تو گوشزد نماید. اما امروزه آدم ها متاسفانه راحت ترین کارو در بی محلی کردن و یا به اصطلاح خودمان قهر کردن می دانند و با این کار چشم های خود را بر تمام رفاقت ها، از خود گذشتگی ها، همکاری ها و همه چیز می بندند تا به خودشون و تو ثابت کنن که ...  
این است حکایت مدیریت اندیشه، گفتار و کردار ... که اگه این سه مدیریت با هم نباشد، میخ بر دیوار کوبیدن هم چاره ساز نیست. 
از جناب عالیجناب که هر از گاهی مار را با پندهای حکیمانه خود به سرمنزلگاه خوشبختی و رسایی راهنمایی می کنند، سپاسگزاریم.
3. نویسنده دوست, در ۱۳۹۵/۰۴/۰۴ - ۱۲:۵۲:۴۲
ازاینکه بادیدی متفاوت به مسایل نگاه میکنید ممنون چرا که جامعه ما به اینگونه اندیشیدن نیاز دارد.در چند گفتار پیشین هم از مریم میرزا خانی نوشته بودید وخیلی خوشحال شدم از اینکه جایگاه علم را در جامعه زرتشتی یاداور شدید.موفقییت شما را خواستارم

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

نسخه جدید سایت برساد را در لینک زیر دنبال کنید:
www.berasad.com