• default color
  • red color
  • green color
mina
channel

تبلیغات

زیارت پیرسبز، هر سال دریغ از پارسال
چاپ ارسال به دوست
آناهیتا کشاورزیان   
۲۴ خرداد ۱۳۹۵
Image
امروز اشتاد ايزد است و روز اول زيارت پيرسبز اما كدام زيارت كننده؟

هر سال بايد بگوييم دريغ از پارسال و سالهاي قبل! يادش بخير آن روزها كه براي زيارت پيرسبز برنامه ريزي ها مي كرديم و اسباب سفر مي بستيم و از يكديگر براي بيشتر ماندن در پيرسبز سبقت مي گرفتيم، يادش بخير.

نمي دانم چه شد كه آن زيارت هاي يك هفته اي تبديل شد به زيارت يك شب آنهم چند ساعت و تمام.

شايد باید برگرديم به تنبل شدن ما آدمها و نه شايد هم اين زندگي ماشيني و اينترنتي و لپ تاپي و تبلتي و موبايلي باعثش باشد،‌ شايد هم آنقدر مرفه و بي نياز شديم كه ديگر اعتقاداتمان سست شده است.

يادش بخير اگر گره اي در كارمان مي افتاد مي گفتيم يا پيرسبز گره گشايمان باش به پابوست مي آييم؛ اما امروزه بنظر مي رسد كارمان درست شده و انگار گره ها رو خودمان به هر ضرب و زوري كه هست باز مي كنيم و به اين و آن آويزان مي شويم تا مشكلمان حل شود و خلاص.

حتي به ياد دارم به زيارت مي رفتيم و مي گفتيم يا پيرسبز! مراد دلمان را بده سال ديگر مي آييم و نذرمان را ادا مي كنيم اما گويا اين روزها دلمان چيزي نمي خواهد يا شايد هم نمي توانيم تا يكسال صبر كنيم تا به مراددلمان برسيم شايد هم همه چيز خريدني شده و سريع دست در جيب مي كنيم و هر آنچه كه مي خواهيم را مي خريم. نمي دانم آيا مي شود تا سالهاي آينده جاهاي زيارتي را هم خريد! نمي دانم نمي دانم

به ياد دارم آنروزها كه هفته اي به زيارت مي رفتيم همه جا آبادتر بود، زندگي آرامش بيشتري داشت، شادي بين مردم بيشتر بود، بركت در سفره هامان بيشتر بود، مهر و محبت بينمان بيشتر برقرار بود، بيشتر بخشش داشتيم، بيشتر دست باز داشتيم، بيشتر موفق بوديم و بيشتر انرژي داشتيم. شايد بخاطر صفاي آنجا بود كه از زيادي جمعيت انرژي مي گرفتيم و به آينده اميدوار مي شديم و شايد هم آن هواي دل انگيز بود كه در نيمه هاي شب به جاي دوشاخه شارژر گوشيمان، خودمان را شارژ مي كرد.

يادش بخير نيمه هاي شب كه گروهي مي شديم و براي شستن پير مي رفتيم و كلي مي خنديديم و مي شستيم و كيف مي كرديم يادش بخير.

يادش بخير آن آمد و رفت ها و قرارها و به عشق ديدن ها و توي راه و نيمه راه ايستادن ها و از گوشه و كنارها چشم در چشم هم گره زدن ها يادش بخير.

آنهمه لباسهاي رنگي و مكناهاي گلدار و شوالهاي قرمز و دامن هاي كوتاه كه تفاوت فاحش بين يزدي ها و ساير شهرها بود، امروزه جايش را به لباسهاي رنگ تيره داده تا باكلاس تر بنظر آييم و دامنهاي كوتاه جايشان را به دامن هاي بلند داده اند تا راحت تر باشيم و مكناهاي گلدار جايشان را به چارقدهاي نخي بي رنگ و رو داده اند تا دست و پاگيري مكناها را نداشته باشند آخر آنهمه انرژي را به چه عوض كرديم؟!‌

چه همه سيروگ و پشمك و آش و شيريني و نقل و نخود و كشمش مي خورديم. چه همه هندوانه و خيار مي خورديم. آخر پا به هر خيله اي كه مي گذاشتيم كلي خوردني پيدا مي شد. كلي نامزد و تازه عروس و داماد پاي پير مي بردند و كلي سروصدا به پا بود. اما امروزه متاسفانه بنياد خانواده بسيار سست شده و امروز عاشقيم و فردا فارغ و بدتر از همه اينكه خانواده ها حسابي پذيراي فرزندانشان هستند. آخر با لباس سفيد بخت خانه شوهر رفتن و با كفن سفيد در خاك آرام گرفتن؛ جايش را به دخترم، پسرم گناه داره سازش ندارند و تفاهم فرهنگي نداريم و چهارتا جمله امثال هم داده است. نمي دانم پدر و مادرهاي ما همگي سازش داشتند و تفاهم داشتند و همه نيمه گم شده هم بودند؟!

چه خاطره اي براي فرزندانمان برجاي مي گذاريم؟‌ اينكه هوا گرم است بهتر است زير باد كولر بخوابيم! اينكه رفتن از پله ها سخت است، در پارك نزديك خانه قدم بزنيم، اينكه شلوغ است و همهمه، بهتر است در تنهايي خودمان بمانيم!!!

رفتار اين روزمان هديه فاصله ها به فرزندانمان در آينده است؛ هديه نابودي جامعه است.


بازدید: 2848

  یادداشت ها (12)
1. نویسنده همکیش, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۴ - ۱۸:۳۱:۴۱
چرا انقدر منفی؟! هنوز هم اعتقادات باقی است و هنوز هم مردم با جان و دل به پابوس پیرسبز می روند و هنوز هم از ته دل مراد می طلبند. شاید زیارت و سنتهای گذشته با مشکلات و شکل زندگی شهری امروز درآمیخنه است. خوش بین باشیم و با دلی بی آلایش به زیارت برویم.
2. نویسنده فرامرز بختیاری, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۴ - ۲۰:۲۵:۵۷
نیایش همه همکیشان پسند و پذیرفته داردار اورمزد باد 
سرکار خانم کشاورزیان گرامی چه نیکو نوشتید. از این یادش به خیر ها زیاد داریم. یک نمونه : یادش به خیر زمانی همگی دست در دست هم و با همازوری تلاش در انجام رساندن کارهای بزرگ و کوچک داشتیم و هیچ توقع بی موردی نیز از کسی نداشتیم. اما اکنون این همازوری را که نداریم هیچ کنشگران بزرگوار هازمان نکوهش میکنیم و از یاد برده ایم که این عزیزان از وقت خود و خانواده اشان بی منت برای خدمت به این هازمان میگذرند و تمام اندیشه و کردار خود را برای ما با وسواس بسیار به کار میبرند. آنگاه ما فقط منتظریم خطا یا کاستی از آنان سر بزند. 
با سپاس از نوشته شما پیروز و سرافراز و پایدار باشید. 
فرامرز بختیاری
3. نویسنده بهرام, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۴ - ۲۳:۰۱:۱۰
واقعا یادش بخیر .
4. نویسنده فرشید بختیاری, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۴ - ۲۳:۴۷:۱۷
دقیقا همینطوره 
متاسفانه همکیشان دیگه اون علاقه همیشگی رو به زیارت پیرون ندارن 
و شاید هم جور دیگه ای دارن 
فکر کنم در حال حاضر غیر زرتشتیها بیشتر میرن پیر سبز
5. نویسنده همكيش, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ - ۰۰:۱۶:۱۰
نوشته شما بسيار زيبا بود و واقعا اشك تو چشمهايم جمع شد. خيلي قشنگ مطرح شده بود. من دو سال پيش ايران امدم و فقط و فقط به عشق وقت زيارت پيرسبز با هر بدبختي بود خودم و رسوندم تا به فرزدم نشان بدهم سنتهايمان و زيارتگاهمان و همازوريمان. من دقيقا موقع زيارت شب هنگام رفتم و هيچ كس به جز خادم در انجا نبود. دلم كلي گرفت و وقتي دليلش را پرسيدم او به من گفت ديگه اينجا هم حال و هواي قديم و نداره و مردم فقط يه پنجشنبه يا جمعه ميان و ميرن. گفتم ولي زمان زيارت الان است نه پنجشنبه هفته گذشته!! متاسفانه زمانه روي همه چيز اثر گذاشته. هرموقع كه با دوستام صحبت مي كنم و مي گم دلم مي خواد برگردم ايران و زندگي كنم همه به اتفاق مي گن ديگه اينجا هم اوني كه تو ديدي نيست و اين اشتباه و نكن. منم دلم گرفته از اين همه بي احساسي
6. نویسنده arbab, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ - ۰۰:۳۶:۴۱
با ذرود ...... سپاس از نوشته زیبا واندیشه برانگیزتان . در پناه مهر امشاسپندان باشید .
7. نویسنده بهرام, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ - ۰۴:۴۶:۱۸
با درود 
دلم براتون بگه باسپاس از نويسنده محترم جانم وقتي چهار تا همكيش ازيك سربالا يي تو لس آنجلس بالا ميرند و بعدش موبد و موبدياران محترم هم به ياد پيرسبز اوستا ميخوانند و بقيه هم به اسم پيرسبز آش وسيروگ ميدن و مردم هم به اون سربالا يي ميگن پير سبز ديگه دنبال چه اعتقادي هستيم بابا همه اون نيتها نه همش ولي بيشترش به فنا رفت با اين مهاجرتهاي ناخواسته و چشم وهم چشمي  
خدا آخرت ما را به خير كنه
8. نویسنده همکیش1, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ - ۰۹:۰۵:۲۰
نوشته شما خیلی قشنگ بود. ولی قدیمها که هفته ای به زیارت می رفتند اغلب کارشان کشاورزی یا کار آزاد داشتند ولی الان اکثرا کارمندند و فقط پنجشنبه ها و جمعه ها می توانند به زیارت بروند. قبلا وسیله نقلیه کمتر بود و همگی دسته جمعی با یک وسیله می رفتند و مدتی را با هم آنجا بودند ولی الان هرکس یک وسیله نقلیه دارد و خودش تنها می رود و بر میگردد. زماهای قدیم مدتی را برای زیارت در راه بودند پس زمان طولانی تری را در زیارت می ماندند. تمام اینها به خاطر تکنولوژی می باشد و اینکه ما انسانها دیگر کمتر تحمل قبل را داریم.
9. نویسنده همکیش, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ - ۰۹:۱۴:۲۳
ببخشید که میگم من فکر کنم نویسنده این متن خودش اینجوری شده که این متن نوشته شما چه خبر از دل مردم دارید که این متنا رو نوشتید اصلا کار درستی نیست که تو یه سایتی که همه بازدید میکنن این متن های بی محتوا رو بنویسید مردم خودشون میدونن و دله خودشون شما کجا خبر از نیت مردم دارید ما از اول خرداد که میشه خوشحالیم که باید به زیارت پیرسبز بریم و واسه اون روز روزشماری میکنیم به نظر این تورهایی که از تهرون و شیراز و کرمون واسه زیارت میان هیچ سال کم نشده لطفا تو نوشتن بعضی متن ها دقت کنید.
10. نویسنده فرشید, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ - ۱۱:۴۱:۵۱
نویسنده گرامی 
شما درست میفرمایید ولی باید بپذیریم که همه چیز گردن مهاجرت نیست جوانی که اینجا کار و آینده ای ندارد نمیتواند زندگی وآینده خود را فدای فقط پاسداشت سنتها کند چون در ایران ما زرتشتیان بفکر جوانان نبودیم اگر شرکت و یا کاری داشتیم اول دیگران را استخدام میکردیم و میگفتیم فقط آدم کاری میخواهیم و اصلا فکر نکردیم زیر پروبال یک جوان را بگیریم و کاری به او یاد بدهیم و سپس از ایشان استفاده کنیم الا که جمعیت جوان مهاجر شده اند میگوییم چرا مهاجرت میکنند  
درست فرمودید هر سال دریغ از پارسال ولی خوب دیگر کاریش نمیشود کرد شاید کمی هم سازمان های ما مقصرند که دیر به فکر افتادند
11. نویسنده عبد, در ۱۳۹۵/۰۳/۲۹ - ۱۰:۳۴:۱۸
با مسایلی که بوجود آمده و از طرفی هم با افزایش فناوری های در دسترس بیشتر مردم علاقه دارند در فکر خودشان باشند.اعتقادات سست تر شده و مسلما این موارد تقصیر هیچ سازمان و هازمانی نیست که همه را به گردن آن بیاندازیم با مهاجرت هم باز جمعیت در اینجا داریم و در جشنهای مختلف مانند جشن سده همه حضور دارند حتی اگر وسط هفته باشد.ریشه در بی حالی خودمان دارد .سمبل این کار درخت خشک شده پیر سبز است .آیا در گذشته هم اگر درختی خشک می شد دست روی دست می گذاشتند و به جای آن درختی نمی کاشتند؟ از قدیم می گفتند اگر گهنباری برگزار می شود و شما امکان حضور ندارید حتی سنگی را روی پشت بام بیاندازید و هم بهره شوید.رفتن به اماکن مقدسی چون پیر سبز همیشه با شادی همراه بوده و فقط در این اماکن نیایش با شادی و خوشحالی همراه بوده است. اینها را به راحتی می توانیم دوباره احیا کنیم فقط کمی همت می خواهدو بس.
12. نویسنده شيما, در ۱۳۹۵/۰۳/۳۰ - ۱۹:۴۷:۴۸
به خدا دلم گرفت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code