• default color
  • red color
  • green color
mina
channel

تبلیغات

یک ایده، یک اجرا:
بزار، بردار، بخوان
چاپ ارسال به دوست
عالیجناب   
۱۲ خرداد ۱۳۹۵
برای کاری به یکی از ادارات دولتی در تهران رفته بودم که با ایدۀ جالبی روبه‌رو شدم. در راهروی طبقۀ اول کتابخانه‌ای چوبی بود که در آن کتاب‌هایی با سبک‌ها و موضوعات مختلف دیده می‌شد. بالای کتابخانه تابلویی بود که روی آن نوشته بود «بزار / بردار و بخوان» و زیر آن توضیح داده بود «کتاب‌های خواندۀ خود را به دیگران بسپارید و خوانندۀ کتاب‌های دیگران باشید». کنار کتابخانه هم عکس یک مجسمه بود که یک کودک و یک مرد را بر روی الاکلنگی نشان می‌داد که کفۀ الاکلنگ به طرف کودک سنگینی می‌کرد؛ کودک در حال کتاب خواندن بود و مرد در حال کار با تلفن همراه خود!

0-dvrng

3-dvrng

یادم آمد عکس را قبلاً در اینترنت دیده‌ام. اما ایده نو و زیبا بود. از اولین کارمندی که دیدم دربارۀ مبتکر طرح پرسیدم. مرا به یکی از همکارانش معرفی کرد؛ زن میانسالی که بسیار خوش‌برخورد بود. می‌گفت یکی از دوستانش عکسی از شیراز برایش فرستاده بود که نامش «دیوار نگرش» بود و ایدۀ اصلی آن از دیوار مهربانی گرفته شده بود. پس از آن هم طرح‌هایی از دانشجویان معماری دانشگاه شیراز دیده بود و تصمیم گرفته بود این طرح را در سازمان اجرایی کند. با موافقت مدیران ارشد سازمان این طرح در طبقۀ اول اجرا شده بود تا ارباب‌رجوع‌ها هم بتوانند از آن استفاده کنند.

2-dvrng

کمی که گذشت و فضا صمیمی‌تر شد گفت که سال‌ها در خارج از ایران زندگی کرده و از مقایسۀ طرز برخورد آدم‌های آنجایی و اینجایی با کتاب تعجب می‌کند. دربارۀ طرح «کتاب در گردش (Book Crossing)» صحبت کرد که روز به روز رواج بیشتری در آمریکا و اروپا پیدا می‌کند اما در ایران شروع نشده به پایان رسید. اعتقاد داشت هر کتاب بیانگر یک طرز تفکر است که خواندن آن می‌تواند دریچه‌ای تازه را به زندگی هر کدام از ما باز کند. در حرف‌هایش گفت که این طرح با 4 کتاب شروع شده اما با استقبال خوبی از طرف همکاران و مراجعه‌کنندگان روبه‌رو شده است.

1-dvrng

آخر حرف‌هایش به من پیشنهاد داد که کتابی برای خواندن انتخاب کنم و بردارم. تعجب من را که دید گفت «در این طرح الزامی برای گذاشتن کتاب نیست، یادت باشد ایدۀ اولیه این طرح از دیوار مهربانی آمده است».

می‌خواهم بار دیگر که گذرم به آن اداره افتاد، چند کتاب با خود ببرم. با خود فکر کردم چقدر خوب بود اگر ما هم در جامعۀ کوچک خود کتابخانه‌ای داشته باشیم که متعلق به هیچ گروه و سازمانی نباشد اما تبادل اندیشه در آن آزاد باشد.

بازدید: 1062

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code