شما مجاز به دیدن این منبع نیستید.
شما باید وارد شوید

  • default color
  • red color
  • green color
mina
channel
پنج روایت از قومی مهاجر
چاپ ارسال به دوست
جمشید گشتاسبی   
۳۱ فروردين ۱۳۹۵
Image
زرتشتیان درهمه جای دنیا با فرهنگ پرمایه و ارزشمند خود همیشه طلایه دار هازمانی خواستار صلح و همزیستی مسالمت آمیز بوده اند .
زرتشتیان هند که ریشه ایرانی داشته  و  بنام پارسیان هند مشهور هستند از این نوع هازمان بوده که تاثیر فوق العاده ای در فرهنگ و تاریخ هندوستان و پس از مهاجرت به آنجا در سده های 8الی 10 میلادی بر جا گذارده اند. بعد از این مهاجرت، پارسیان جزء لاینفک و جدایی ناپذیر تاریخ هند گشته اند. دراین میان بر آن آمدیم که تعدادی از داستانها و روایاتی را که از متون گوناگون از این قوم مهاجر گردآوری شده را به آگاهی شما برسانیم:

1-چرا پارسیان به صلح طلبی مشهورند ؟
روایت است که پس از حمله تازیان به ایران ، ایرانیان دسته دسته به مهاجرت دست زدند. و به طرف هند سرازیر گشته و در برابر آنان شاه گجرات قرارگرفت. اگرچه وی تمام تلاش خود را برای برگرداندن آنان به دیار خود به کار برد ولی هوش و زکاوت موبدان زرتشتی توانست دل وی و کارگزارانش را بدست آورده و وی اجازه دهد که این قوم مهاجر به کشت و کار در هند و پرستش خدای آنان بپردازند.

موبدان درپاسخ به این موضوع که هند دیگر جایی برای زندگی ندارد و مملو از جمعیت است، شکری را داخل کاسه ای پر از شیر حل کردند بدون اینکه شیر از کاسه سرریز شود ضمن اینکه شیر، شیرین و خوشمزه شد. آنها شاه گجرات را قانع کردند که ما بمانند شکری می مانیم که در این کاسه حل شده و باعث ثبات، صلح و دوستی در هازمان شما خواهیم شد. این قول کماکان پابرجاست .

2-داستان آتش ایرانشاه
ایرانیان در طول راه مهاجرتشان به هند مشکلات و سختیهای فراوانی کشیدند. یکی از آنها طوفانی بود به نام (دیو) در دعاهایشان جهت تندرست به درآمدن از این گرفتاری بزرگ، ایرانیان نذر کردند که درصورت نجات از طوفان، بزرگترین آتش تاکنون ساخته شده را با والاترین مقام بسازند. پس از اخذ اجازه از شاه گجرات(شاه جادی رانا) جهت زندگی درهند به عنوان یک هازمان مستقل، پارسیان آتشکده بزرگ ایرانشاه را درسال 790بعد از میلاد در سنجان ساختند.

300سال بعد، این آتش سپندینه، و بعد از حمله مسلمانان به گجرات هند با هوشمندی سردار بزرگ ایرانی اردشیر بابکان به غاری امن در بهارات هند منتقل و پس از 12 سال به محل کنونی خود در اودوادای هند منتقل شد.

3- داستان کشتار واریاو
پارسیان هیچگاه ازعهد و پیمان اولیه ای  که با جادی رانا پادشاه وقت هندوستان بسته بودند عدول نکردند. مردان در زمینهای کشاورزی سخت کار می کردند، همه گجراتی صحبت می کردند، زنان هم با آرایش ساری درانظار بودند. و محدوده پارسیان هند از سنجان به کل ایالت گجرات گسترده شده بود. تا اینکه در قرن 11میلادی ، راجای  ( فرماندار ) راتانپور، سرمست از صدوراحکام سنگین مالیاتی بردوش مردم واریاو، و پس ازآگاهی از اعتراض گسترده آنان، دستورحمله به آن منطقه و قلع و فمع مردم را صادرکرد. به همین خاطر یک روز که مردان بابت انجام مراسم گهنبار به بیرون از واریاو رفته بودند، حمله به روستا شروع شد. هرچند زنان غیور ایرانی با بستن موی خود و پوشیدن لباس مردانه، دفاع جانانه ای را از خان مان و خود شروع کردند ولی پس از آشکار شدن رازشان و شروع بیرحمی سپاه راجای، این زنان پاکدل و نجیب خود را دسته دسته به رودخانه (تاپی )انداخته و غرق گردیدند. مردان  نیزخسته از راه گهنبار و پس از بازگشت به روستا غافلگیر شدند و بیرحمانه توسط سربازان سپاه راجای قتل عام شدند .

یادواره قربانگاه واریاو هنوز نیز توسط نمازگزاران آتشکده شهر نوساری هند برپا می شود .

4- داستان ایمان به اهورامزدای  پاک
پارسیان با صلح دوستی درکنار هندویان و مسلمانان هند زندگی کرده اند. آنان با مشارکت همدیگر به دریا می رفتند و برای امرار معاش خود ماهیگیری می کردند. نقل است که روزی  ماهیگیران یک کشتی  ماهیگیری، خود را در میان دریا و گرفتار در طوفانی فوق العاده سهمگین یافتند. پارسیان به صورت گروهی شروع به خواندن (اهون ور) یتااهو نمودند، دعای زیبایی که از دوران کودکی آموخته بودند و در دلهای آنان شوق زندگی را ایجاد می کرد. و اما طوفان سهمگین معجزه آسا پایان یافت و ماهیگیران به تندرستی به ساحل نجات پای نهادند. درحادثه ای مشابه، وقتی که ماهیگیری پارسی درکشتی حضور نداشتند، هندویان و مسلمانان به یاد مناجات اهون ور افتادند ولی آن را بلد نبودند. روایت است که آنان تنها به یاد این مناجات و پارسیان، بصورت گروهی عبارت (تاروتاباریو) را فریاد زدند. اگرچه این جمله معنی نداشت لیکن طوفان دوباره پایان یافت و ماهیگیران به تندرستی به ساحل برگشتند.

5-چرا پارسیان از خوردن گوشت خروس حذر میکنند ؟
پایه و اساس خوراکهای لذیذ پارسی بر اساس گوشت مرغ ریخته شده است ولی بسیاری از پارسیان براساس یک باور قدیمی از خوردن گوشت خروس خودداری  می کنند. موضوع به داستان هولناک ضحاک بر می گردد. مردی که هرروز مغز دو جوان برومند ایرانی را خوراک مارهایی می کرد که درقصرش لانه داشتند. همین مارها پس از به بند کشیدن ضحاک توسط فریدون درکوه دماوند، تلاش می کردند که شبها با لیسیدن زنجیر آن را به نازکی مویی در آورده تا صبح زود ضحاک بتواند از بند بگریز . لیکن خروس، صبح زود و پیش از دمیدن آفتاب، با بانگ خود موجبات دوباره جایگزین شدن این زنجیرها و شکست ضحاک در آزادی از بند می باشد. هنوز هم که هنوز است این ماران علیرغم تلاش شبانه خود، آرزو دارند که یک روز صبح خروسی نخواند و به آرزوی خود برسند. پارسیان به این افسانه اعتقاد زیادی دارند.

منبع : www.storypick.com/parsee-legends


بازدید: 2076

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

نسخه جدید سایت برساد را در لینک زیر دنبال کنید:
www.berasad.com