• default color
  • red color
  • green color

نظرسنجی

بهترین برنامه زرتشتیان در سال 88 کدام است؟
  
کدام یک از تصمیمات زیر تاثیر بهتری داشته است؟
  
اتمام کدام یک از ساخت و سازهای زیر، برای جامعه زرتشتی بهتر بوده؟
  
کدام یک از فعالیتهای زیر در سال 88 تاثیر بیشتری داشته است؟
  
کدام یک از جشنهای سنتی زرتشتیان در سال 88 بهتر اجرا شد؟
  
از بین برنامه های نوآورانه سال 88 کدام یک بهتر بوده اند؟
  
کدام یک تاثیر منفی تری بر جامعه زرتشتی داشته است
  

تبلیغات

چهارشنبه سوري و زرتشتيان
چاپ ارسال به دوست
مهرداد قدردان   
۲۷ اسفند ۱۳۸۷
عكس-از-اينترنت
چهارشنبه سوري را مي توان اولين جشن سال نو دانست كه قبل از رسيدن سال نو برگزار مي شود و برپايي آن نشانه استقبال از سال نو بوده و به پايان آمدن سال كهنه را نيز خبر مي دهد.

برپايي اين جشن در چند صد سال اخير در گوشه و كنار اين مرز و بوم اهورايي به همراه آداب و رسوم خاص كه هر كدام نشان از باوري كهن دارد آنرا در خور تامل و توجه مي سازد از اين آداب و رسوم مي توان به فالگوش نشيني، كوزه شكني، قاشق زني، شال اندازي و بخت گشايي اشاره كرد.

از آنسوي زرتشتيان بويژه در يزد و روستاهاي اطراف آن از ديرباز در آخرين ساعات سال كهنه و پيش از دميدن آفتاب در روز اورمزد و فروردين ماه (پس از ظهور اسلام گاه شماري بدون كبيسه) به آتش افروزي بر بام خانه آنهم بلندترين جاي بام مي پردازند كه بر اساس نظر محققان و انديشمندان اين عرصه، نشانگر استقبال از فروهر نياكان در گذشته دارد و اين آتش افروزي با برپايي آتش در شب چهارشنبه آخر سال نمي تواند بي ارتباط باشد هر چند تغييراتي در شيوه و اعتقاد به برگزاري آن رخ داده است.

1.چهارشنبه سوري، اعتقادات عامه، واژه شناسي

مراسم چهارشنبه سوري مراسمي است كه امروزه در شب آخرين چهارشنبه سال خورشيدي برگزار مي گردد و با آتش افروزي و پريدن از روي آتش و گفتن اشعاري با مضمون سرخي تو از من و زردي من از تو انجام مي پذيرد اما توضيح واژگاني چهارشنبه سوري به اين صورت است كه واژه چهارشنبه كه يكي از ايام هفته بوده و چنانكه در كتاب «المحاسن و الاضداد» نوشته «جاحظ بصري» آورده شده: (والاربعايوم ضنك و نحس) يوم الاربعا (چهارشنبه) در ادبيات عرب نحص و شوم عنوان شد است و همچنين در افواه و پندارهاي عاميانه نيز چهارشنبه نامبارك گفته شده كه حتي سفر و عيادت مريض نيز در اين روز بد پنداشته شده و منوچهري سرده:

چهارشنبه كه روز بلاست باده بخور              به ساتكين مي بخور تا به عافيت گذرد

(براي اطلاعات بيشتر مي توان به كتاب هاي «نيرنگستان» نوشته مرحوم صادق هدايت و كتاب «عقايد و رسوم عامه مردم خراسان» تاليف ابراهيم شكورزاده مراجعه نمود.)

بر اساس پندار عاميانه اين آتش افروزي شب چهارشنبه براي سپردن درد و غم و نامباركي هاي سال كهنه به آتش و شروع سالي نو بدون درد و غم با طلب سرخي و سلامتي و بي آلايشي از آتش انجام مي شده و اين خود از همان شعر ذكر شده كه برخي ها هنگام پريدن از آتش بر زبان مي آورند نيز هويدا است. اين باور نحوست اين شب چنان رسوخي دارد كه در برخي مناطق ايران از جمله «نوروز آباد ايلام، كاشان، تويسركان،چهارشنبه سوري را در آخرين چهارشنبه ماه صفر برگزار مي كنند (براساس گاه شماري قمري) كه اين خود شايد همان دليل نحوست چهارشنبه ادبيات اعراب را موجه مي نمايد ولي وقتي در آخرين چهارشنبه سال در گردش خورشيدي برگزار مي شود نمي تواند اين برگزاري فقط دليلش همين باور باشد.»
(به نظام گردشي ماهها در گاه شماري قمري توجه شود)

دسته اي نيز آتش افروزي شب چهارشنبه را به قيام مختار ثقفي از مدافعان نهضت امام حسين(ع) نسبت مي دهند و معتقدند ك او وقتي از زندان خلاصي يافت به خونخواهي امام حسين(ع) و يارانش به پاخاست و براي اينكه موافقان را همراه كند به شيعيان گفت كه شبي خاص بر بام خانه خود آتش افروزند و اين شب آتش افروزي مصادف با چهارشنبه آخر سال بود كه بعد از آن مرسوم شده است (عقايد و رسوم عامه مردم خراسان تاليف شكورزاده ابراهيم، بنياد فرهنگ ايران تهران 1346)

اما چنانكه مي دانيم چهارشنبه در تقويم ايراني وجود نداشته و بعد از تسلط اعراب پديد آمده است و اين جشن نمي تواند تنها بر اين پايه و به همين دليل بوجود آمده باشد كه به آن خواهيم پرداخت. نظر ديگري كه در اين باره مطرح است و روانشاد دكتر بهار بدان اشاره داشته اند اين است كه چهارشنبه مرتبط به اعراب نيست و اين چهار مطرح شده در چهارشنبه مهم است و آن اشاره به چهار فصل سال دارد و اساس آن اسطوره اي است و بر پايي آتش نشان از استقبال گرما و گرم شدن زمين و هوا دارد و سرخي، دليل انرژي و حركت بوده و پس از جشن سوري خواب زمستاني به كنار مي رود و فصل كار و انرژي و حركت مي رسد (از اسطوره تا تاريخ- بهار، مهرداد- نشر چشمه 1381) اما در مورد واژه «سوري» چنان كه مي دانيم در ادبيات فارسي به رنگ سرخ و هر چيز سرخ رنگ اطلاق مي شود و گل سوري و مي سوري به گل سرخ و مي سرخ رنگ گفته مي شود.

(فرهنگ عميد، عميد حسن، انتشارات اميركبير چاپ 1369) و واژه سوري به احتمال قوي از واژه «سوخْرَ» برابر سرخ قرار مي گيرد و معادل پهلوي آن «سوريك» است به معناي سرخ كه «سور» برابر سرخ و «ايك» پسوند صفت ساز است. و اين سرخ يا سور بي ارتباط با چهارشنبه سوري نيست كه زمان آتش افروزي و رقص شعله هاي قرمز رنگ آتش است. لازم به ذكراست كه بر اساس نوشته دكتر روح الاميني (آيين ها و جشن هاي كهن در ايران امروز انتشارات آگاه 1376) هنوز در برخي از مناطق ايران نظير اصفهان چهارشنبه سوري را چهارشنبه سرخي نيز مي گويند.

2. قدمت چهارشنبه سوري

چهارشنبه سوري را برخي مرتبط به جشن نوروز به معناي باززايي طبيعت دانسته و كار به ايراني بودن آن نداشته نوروز را نه سنتي ايراني كه بين النهريني يا حداقل بومي آسياي  غربي و يا بومي خود ايران قبل از مهاجرت آريائيان مي دانند و چنانكه ذكر شد عقيده دارند جشن چهارشنبه سوري به جهت استقبال از گرما انجام مي پذيرد و برخي ديگر صرفا آنرا به همراه جشن نوروز جشني صرفا ايراني دانسته و دلايلي بر برگزاري آن در بعد از اسلام از كتاب «تاريخ بخارا» تاليف ابوبكر بن جعفر نرشخي(متوفي قرن چهارم هجري) آورده اند كه امير منصوربن نوح ساماني در سال 350 هجري قمري (قرن چهارم هجري) جشن سوري(چهارشنبه سوري) را بنابر عادت قديم به جاي آورده است.
حال آنچه در اين بين مهم است ارتباط اين جشن با دين زرتشتي و زرتشتيان است.

3.چهارشنبه سوري و زرتشتيان

در اين خصوص بايد گفت كه زرتشتيان از ديرباز در پايان چهره همسپد ميديم گاه و سحرگاه روز بعد از آن (اورمزد و فروردين ماه) به جهت استقبال از سال نو و در ارتباط با فرود يا بدرقه فروهر درگذشتگان بر بام خانه آتش مي افروختند كه اين خود باوري آييني و اسطوره اي به همراه دارد و از ديرباز زرتشتيان اين مراسم را به انجام رسانيده اند. باور زرتشتيان كنوني آن است كه در سپيده دم روز آتش افروزي فروهر و روان نياكان كه پنج روز پنجه يا به عبارتي با احتساب پنجه بزرگ و كوچك ده روز به ديدار فرزندان و خانه و كاشانه خويش آمده اند به مامن خود باز مي گردند و پاشيدن آب و آويشن پس از آتش افروزي سحرگاه در سپيده دم و قبل از طلوع آفتاب بر سراسر پشت بام خانه نشان از وداع با فروهر درگذشتگان دارد ولي باور اسطوره اي آن است كه با آتش افروزي بر پشت بام هر خانواده به راهنمايي فروهرهاي درگذشتگان خويش مي پردازد تا به سراي خود فرود آيند و در ايام خوشي و سال نو در جوار اخلاف خود باشند و در جشن فروردينگان(فرودگ) كه جشن مخصوص روان و فروهر درگذشتگان است از آنان بصورت همگاني و مفصل تجليل مي شود. شايان ذكر است كه در اوستا «فروردين يشت پاره 9» آمده:
«فروهرهاي نيك تواناي پاكان در هنگام همسپتمدم از آسمان به سوي زمين فرود آيند و ده شب پي در پي از براي آگاهي يافتن از بازماندگان در اين جا به سر برند.»

4.نظر صاحبنظران:

دكتر ژاله آموزگار معتقد است كه گاه نوروز گاه فرود آمدن ايزدان به زمين است از جمله ايزدان مهمي كه در اين زمان فرود مي آيد ايزد اساطيري رپيهوين (rapihwin- رپيتون- رپيثون) است كه گاه مقدس نيمروز بوده و نيمروز خود زماني است كه همه رخدادهاي مهم اساطيري در آن گاه رخ مي دهد از جمله نيايش اورمزد و آغاز كردن آفرينش، رستاخير و همپرسگي اوشيدر و اوشيدرمه و سوشيانس و همه در اين گاه صورت مي گيرد همچنين رپيتون خود يكي از پنج گاه شبانه روزي نيايش در دين زرتشتي است او ايزد تابستان است و بنابر تقسيم فصول باستاني تابستان بزرگ از اولين روز فروردين تا سي ام مهر ماه ادامه دارد و در اين هفت ماه زندگي زايااست و با آمدنش گرما و رويش و زايش طبيعت انجام مي شود و مي توان برداشت نمود كه با اين آتش افروزي به استقبال اين ايزد و ايزدان همراه مي روند.

اما روانشاد استاد پورداوود معتقد است: آتش افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين هاي ديرين است و شك نيست كه افتادن اين آتش افروزي به آخرين چهارشنبه سال پس از اسلام رسم شده چون ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند و همچنين عبارت «جاحظ بصري» نويسنده كتاب «المحاسنو الاضداد» را نيز آورده است (آناهيتا- پورداوود، ابراهيم انتشارات اميركبير 1343) و روانشاد دكتر بهار نيز معتقد است آتش افروزي و گذاشتن چراغ در كنار غذا بر پشت بام بواسطه جشن آمدن فروهرهاست تنها به اين طريق همه فروشي ها (فروهرها) مي آيند نه يك تنه بلكه همه با هم و به كمك هم مي آيند و از سيل هاي بهاري جلوگيري مي كنند و مي توانند اگر دشمني بخواهد به بازماندگان صدمه رساند او را دفع كنند جشن بهار را همسپدميديم مي نامند كه جشن آمدن فروهرست و ايشان ذكر مي كنند كه در گذشته هر گاه جنگ خيلي مهمي در پيش داشتند سعي مي كردند كه جنگ را در بهار آغاز كنند چون فروشي ها (فروهرها) در بهار به ياري بازماندگان مي آيند (كتاب از اسطوره تا تاريخ- بهار، مهرداد، نشرچشمه 1381) دكتر كتايون مزداپور نيز آتش افروزي بر بام ها را به هنگام استقبال از نوروز پيش از بامداد اورمزد و فروردين ماه را برگرفته از امور مقدس دانسته و ريشه اين مراسم را كه در بين زرتشتيان و همچنين در روستاهاي مختلف ايران و حتي خارج از ايران (روستاهاي جنوب كشور روماني) برگزار مي شود را بهم مرتبط مي داند و كلا جوهره اصلي نوروز و جشن نوروز را چون روانشاد دكتر بهار جشن ستايش و تجليل از شهادت مي داند و سمنوي نوروز و حلواي سن زرتشتيان را از لحاظ واژگاني از يك ريشه دانسته و آنرا نوعي حلوا براي شهيد مي داند كه در اعتدال بهاري به دنيا باز مي گردد.(مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز- پژوهشكده مردم شناسي ميراث فرهنگي، 1379)

روانشاد استاد فروشي در كتاب جهان فروري (انتشارات كاويان 1367 صفحه 43) آورده است:«اين آتش افروزي درست پيش از آغاز روزهاي گاهانيك يا پنجه وه انجام مي گرفته است زيرا ايرانيان بر آن بودند كه فرورهاي نياكان در آغاز از اين روزها به زمين فرود مي آيند و بركت و نيك روزي براي خاندان مي آورند در همين روزها بود كه براي راهنمايي آنان به هنگام آغاز شب در بالاي بام يا صحن خانه ها آتش مي افروختند و مايه آتش را هم از آتشدان ويژه خانه فراهم مي آوردند تا آنها راه خاندان خود را باز يابند و به سوي خانواده شتابند»

5- اسطوره شهادت و نوروز

روانشاد دكتر بهار نيز ديدگاه «ميرچا الياده» را مي پذيرد و معتقد است كه كلا آيين هاي نوروزي جهاني اند و نمي توان آنرا منحصر به قوم و ملتي خاص دانست. در همه جاي دنيا براي جشن سال نو چيزهاي مشترك وجود دارد ولي اسطوره نوروزي بين النهرين قديم، محلي است (يعني مربوط به آن سرزمين) بدين معني كه بنابراين اسطوره خدا شهيد مي شده و زنده شدن دوباره وي با جشن و سرور همراه بوده است. معمولا پيش از پنجه يا خمسه مسترقه از پنج روز پيش از نوروز مردم به آرامگاه ها مي روند در گذشته وقتي به آرامگاه ها مي رفتند با خود چراغ نيز مي بردند و به گريه و زاري مي پرداختند. بردن چراغ بدين منظور بود كه مسير ارواح را روشن كنند بدين اميد كه بازگردند[1].
(از اسطوره تا تاريخ- بهار، مهرداد- نشر چشمه 1381)

6. نمونه زنده برپايي

در اينجا يك نمونه زنده برپايي آتش در شامگاه نوروز در شهر سنند و در راستاي همان آتش افروزي زرتشتيان بر بام خانه ها در سحرگاه روز اورمزد و فروردين ماه اشاره مي شود كه از اعتقادات مردمان اين خطه درمورد بازگشت ارواح درگذشتگان از آسمان به زمين در روز نوروز حكايت م يكند آقاي عبدالله گروسي در مقاله جشن ها و آيين هاي نوروزي در مناطق ايراج مندرج در نشريه كتاب ماه شماره 30-29 سال 1379 مي نويسد:

«در شهر سنندج مردم اين شهر همانند تمامي مرده ده نشين و شهرنشين كرد از چند روز قبل به جمع آوري هيزم و سرشاخه هاي هرس شده درختان باغ ها بر پشت بام خانه هاي خويش اقدام مي كنند در شب نوروز پس از فرونشستن خورشيد در پشت كوه هاي بلند و دل انگيز «آبيدر» به افروختن آتش برفراز بام مي پردازند در اين هنگام چنانچه شخصي كه از گردنه صلوات آباد كه به شهر مشرف است به شهر بنگرد بر فراز تمامي بام ها لاله هاي سرخ و فروزان آتش كه براي استقبال از نوروز و ارواح درگذشتگان برپا مي شود را مشاده مي كند كه اين مراسم همراه با شادماني و نشاط افراد خانواده برپا مي شود.» ايشان در پاورقي مقاله يادآور شده است كه برگزاري اين مراسم از طرف مردم كردستان ترك نشده و  امروزه نيز همچنان در سراسر كردستان برگزار مي شود.»

7. نتيجه گيري:

حال آنچه كه از جميع اين نظرات بر مي آيد و با وجود آيين آتش افروزي بر بام ها كه هنوز در بين زرتشتيان روستانشين(در سحرگاه روز اورمزد و فروردين ماه گاه شماري بدون كبيسه) مرسوم است درباره چهارشنبه سوري مي توان نتيجه گرفت كه بن مايه اين جشن به آتش افروزي سحرگاه اورمزد و فروردين ماه بر مي گردد كه يادآور پذيرايي و راهنمايي فروهر درگذشتگان است ولي اينكه اين آتش افروزي به شب چهارشنبه منتقل شده و با پريدن از روي آن اشعاري با مضموني موهن سر مي دهند نمي تواند ربطي به زرتشتيان داشته باشد چون اولا در گاه شماري زرتشتي باستاني ايران شنبه و چهارشنبه وجود نداشته و نيز پريدن از روي آتش بي احترامي به يكي از چهار آخشيج مقدس (ايراني- زرتشتي) محسوب مي شود.

در مجموع مي توان گفت نفس آتش افروزي مي تواند بازمانده آتش افروزي آخر سال زرتشتيان و همراه و هم جهت با آن تلقي شود ولي بردن مراسم آتش افروزي به چهارشنبه و پريدن از روي آن و خواندن اشعاري توهين آميز را نمي توان در مقوله باور و فرهنگ زرتشتي- ايراني گنجاند.

ياري نامه

كتاب
1.      اشيدري، جهانگير- دانش نامه مزديسنا- نشر مركز- تهران 1371
2.      بلوك باشي، علي- نوروز جشن نوزايي آفرينش- دفتر پژوهشهاي فرهنگي- تهران 1380
3.      بهار، مهرداد- از اسطوره تا تاريخ- نشر چشمه- تهران 1381
4.      پورداوود، ابراهيم- آناهيتا- اميركبير- تهران 1343
5.      روح الاميني، محمود- آيين ها و جشن هاي كهن در ايران امروز- نشر آگاه- تهران 1376
6.      شكورزاده، ابراهيم- عقايد و رسوم عامه ي مردم خراسان- بنياد فرهنگي ايران- تهران 1346
7.      عميد، حسن- فرهنگ عميد- اميركبير- تهران 1369
8.      گروه مردم شناسي آييني پژوهشكده مردم شناسي- مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز- سازمان ميراث فرهنگي كشور- تهران -1379
9.      فره وشي، بهرام- جهان فروري- انتشارات كاويان- 1364

مقاله
1.      گروسي، عباس- عبداله، 1379- جشن ها و آيين هاي نوروزي در مناطق ايران، كتاب ماه، 30-29، ص 89

ساير
1.      دستغيب بهشتي، محمود رضا- درس اوستا(مبحث كلاسي، ونديداد 2)

 


[1] ذكر اين نكته قابل تامل ضروري است كه هنوز هم در روستاهاي زرتشتي نشين هنگامي كه به مراسم سيروزه و سال درگذشتگان مي روند چراغ به همراه خود مي برند كه علاوه بر روشنايي مسير مي تواند باور آييني و اسطوره اي فوق را به همراه داشته باشد.


اخبار مرتبط:
سرنشين انجمن موبدان از چهارشنبه سوري مي گويد




بازدید: 935

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبليغات
lotus

ganji

asho

pooya

omid

بزرگترین فروشگاه آنلاین نرم افزار های سیستم عامل میکنتاش

senik

moobed

mehrgan

lorian

kimia

rayka

bime

film

flash

honar

ketab

laptop

mehr

sakhteman

seda

shahab

zaban