شما مجاز به دیدن این منبع نیستید.
شما باید وارد شوید

  • default color
  • red color
  • green color
mina
channel
گفتگوی خواندنی با نماینده زرتشتیان در دوره اول ودوم مجلس
" رقابت " دشمنی نیست
چاپ ارسال به دوست
خبرنگار برساد   
۰۵ اسفند ۱۳۹۴
اسمش را زیاد شنیده بودم. نماینده زرتشتیان در مجلس اول و دوم، کسی که در سالهای پرتنش پس از انقلاب و جنگ، نماینده جامعه زرتشتیان ایران بود. پرویز ملک پور، مردی که برای نسل ما فقط یک اسم است، اما بسیاری از زرتشتیان او و عملکردش را به خوبی در خاطر دارند. گفتگو با پرویز ملک پور، نه تنها آموزنده است که بیشتر ما را با آن روزها و این مرد بزرگ آشنا می کند.

6-malek

سوال: شما اولین نماینده زرتشتیان بعد از انقلاب بودید. چه شد که پرویز ملک پور در آن بحبوحه  تصمیم گرفت که نماینده شود؟ در زمانی  که کمترکسی  تکلیف خود و آینده اش را میدانست،جای تعجب است که  شما آینده و تکلیفتان را در کاندیداتوری برای پارلمان می دیدید.

من پیش از این سابقه اجتماعی داشتم که یکی از آنها بنیان گذاردن کانون دانشجویان است. بچه ها را در کنارهم جمع کرده و خواهش کرده بودم تا کانون را تشکیل دهیم .پس ،شروع کارهای اجتماعی من  به سالهای  43، 44 بر می گردد.از طرفی انگیزه برای نماینده شدن  نیاز به دوویژگی داشت: 1- هدف ، 2- آرمان گرا. و من هر دو این ویژگی ها را داشتم و بنابراین خمیرمایه نمایندگی در من بود.

سوال:از هنگام کاندیداتوری خود برایمان بگویید، در آن موقع رقیب های شما چه کسانی بودند؟

اولین رقیب شادروان موبد رستم شهزادی، که خاطره بسیار قشنگی از ایشان دارم که در این روزها کاربرد دارد.دومین نفر شادروان فرامرز ضیاتبری بود.سومین نفر هم یک آقای دیگری بود که فامیلش را یادم نمیاید.

سوال:موبد شهزادی هم رقیب شما بود ؟

ما یک دوستی خانوادگی با موبد شهزادی داشتیم. موبد شهزادی بسیار قوی و نماینده مجلس خبرگان از طرف زرتشتیان هم بود. ولی من اعتماد به نفس لازم را داشتم و به پشتوانه جوانی جلو رفتم . موقعی که اعلام کردند میتوانیم برای نمایندگی ثبت نام کنیم، به دیدن موبد شهزادی رفتم و گفتم که میخواهم برای  ثبت نام اقدام کنم. موبد شهزادی هم قبول کردند و گفتند که او هم میخواهد ثبت نام کند. پس قرار گذاشتیم که با هم برای  ثبت نام برویم. روز ثبت نام ،من با ماشینم که پیکان سبزرنگی بود. دنبال موبد شهزادی رفتم. یادم هست  که آن روز هوا ابری بود. با موبد شهزادی رفتیم و اسم نوشتیم. موقع برگشتمان باران می آمد. وقتی سمت کمک راننده را باز کردم تا موبد بنشیند دیدم که لاستیک پنچر است. به آقای موبد گفتم داخل ماشین بنشیند تا من لاستیک را عوض کنم.

خلاصه ایشان را تا در خانه شان رساندم. این بود جریان اسم نویسی من و موبد در انتخابات.

سوال:خیلی عجیب است که دو رقیب با هم رفتید و اسم نوشتید. این بیشتر شبیه شعار است.

اولا موبد شهزادی بزرگ جماعت بود. دوما رقابت دشمنی نیست. این شعار نیست. این عملی است که انجام شده است. اگر کسی شک دارد میتواند برود سوابق را نگاه کند و ببینید که ما آن روز با هم اسم نوشتیم.

سوال:طبیعتا هر کسی درانتخابات می خواهد خودش برنده شود. شما از رقیبی مثل موبد شهزادی نمیترسیدید؟

من به خودم اطمینان داشتم و فکر میکردم که رقابت را میبرم. اصلا بحث های بد، بین ما نبوده است. من دلم میخواست که ببرم و فکر میکردم حتماً میبرم. چون می دانستم هم پرانرژی تر هستم، هم تحرک و برنامه ریزی داشتم. من خودم را قبول داشتم. من و موبد واقعا صمیمی بودیم. چند روز که گذشت آقای موبد پیغام دادند که شما برو جلو، من نمیایم. همانطور که گفتم آرمان طلبی برای شروع کارلازم است، ولی بعداز ثبت نام واقع گرایی را پیشه کردم و جز فکر خدمت در آن موقعیت حساس، برای من هیچ چیز دیگری مطرح نبود.

سوال: شما زمانی نماینده بودید که من به دنیا نیامده بودم. درنتیجه خیلی چیزها را از شما نمیدانم. اماپدر من کسی است که میگوید اگر ملک پور هنوز هم کاندیدا شود بازهم می تواند رای بیاورد چرا هنوز این نگرش در بین نسل قبل من نسبت به شما وجود دارد؟

من هیچ وقت نه شکسته نفسی بیخود میکنم و نه ادعای بیخود. من به مرحلۀ محبوبیت رسیدم. مردم زرتشتی من را از همه جهت امتحان کرده اند. من در زمان نمایندگی فوق العاده قدرت مند بودم. این باعث شد که نسبت به من محبت پیدا کنند.اما فکر میکنم بالاتر از محبوبیت یک چیز دیگری هم هست و آن مقبولیت است. آن حرفی که پدر شما میزند را  بسیاری از  زرتشتیان میزنند و آن هم به خاطر بزرگواری آنهاست، نه بزرگی من. من هنوز هر شب قبل از خواب به این فکر میکنم که به این جماعت مدیون هستم. من هر کاری کنم دین من به جامعه کم نمیشود. این لطف مردم است، من خودم به تنهایی هیچ کس نیستم.ولی الان کارها خیلی سخت تر است و آدم های هوشمندتر میخواهد.

6-malek

سوال: به نظر میاید بعد از پایان دوره نمایندگی، فعالیت مستقیمی در جامعه زرتشتی نداشته اید

من برای انتخاب شدن کلیه نمایندگان زرتشتی بعد از خودم نقش فعال ایفا کردم. چراغ خاموش هم نبوده است . اگر مردم اینقدر لطف دارند که از من نظر بخواهند، من هم نظرم را می گویم . دوستانی که خودشان را کاندید میکنند از سر بزرگواری گاهی سری به من میزنند.

سوال: معیار انتخاب کاندیدایی که باعث شود شما ازآنها حمایت  کنید چیست؟

همه چیز، نسبی است. من به عیار و پتانسیل کاندیداها نگاه می کنم . برای مثال  یکباروقتی دیدم که یک فردی، آدم خودساخته وقوی در زمینه نمایندگی است، با او  تماس گرفتم و قرار گذاشتم. به او  گفتم خودت را کاندیدا کن چون آدم خودساخته ای هستی، اما باید حواست باشد که درست حرکت کنی. او هم آمد و مردم وی  را انتخاب کردند. هر چند من به کسی چیزی را دیکته نکردم. الان هم از من بپرسی به چه کسی رای می دهم؟ به شما خواهم گفت به آن کاندیدای برنده. در واقع  تشخیص من در انتخاب  نماینده آینده مجلس، خوب بوده است.

سوال: در این 8 سالی که دکتر اختیاری بر سر کار بودند شما از وی حمایت کردید. چه ویژگی هایی در او دیدید که نظر شما را جلب کرد؟

زمانی  که آقای دکتر اختیاری برای انتخابات تشریف آوردند و با هم صحبت کردیم، دیدم ایشان برنامه و استعداد نمایندگی دارد . برای همین من در دور هشتم  و نهم مجلس  حامی او بودم.

سوال: در سیاست، بسیاری از روابط خوبی که بین دو نفر هست، بعد از مدتی بر هم می خورد و یا حتی دو طرف تبدیل به دو قطب متضاد  میشوند ولی بعد از 8 سال در رابطه شما و دکتر اختیاری هنوز این اتفاق نیافتاده.

قبل از هرچیز این نکته را روشن کنم که من و دکتر اختیاری از نظر پایه های بینش سیاسی متفاوت هستیم. ولی دراینجا منافع زرتشتیان مهم است. منافع زرتشتیان چیزی نیست که ارتباط با بینش سیاسی داشته باشد.قبل از همه  باید بگویم اولا برای کسانی که رد صلاحیت شده اند متاسف هستم. دوما کاندیداها مثل دسته گل هایی هستند که هر کدام یک بویی میدهند. هر کسی از یک گل خوشش می آید. ممکن است یکی به یک گل حساسیت داشته باشد و... کاندیداها خودشان را عرضه میکنند و مردم انتخاب میکنند. بعد ازآن هم کسی با کسی دعوا ندارد. در هرصورت ما  باید پشت سر کسی که برای مجلس انتخاب شد بایستیم و آستین ها را بالا بزنیم. مردم، رئیس نمیخواهند، مردم خدمتگزار می خواهند. باید این روحیه وجود داشته باشد تا جایی برای دعوا باقی نماند.فرض من این است که ریگی به کفش کاندیداهای مختلف نیست و اگر این افراد حرف های متفاوت میزنند بیشتر به دلیل اطلاعات متفاوتی است که دارند. به این دلیل من خوش بین هستم که هیچ کدام از این کاندیداها  سوء نیت ندارند.

سوال: نظر شما در مورد بد اخلاقیهایی که امروز در شبکه های مجازی دیده میشود،چیست.

من قبلا تئوری بازی ها را درس میدادم و در این کار خیلی ماهر هستم. یکی از چیزهای دیگری که از همان روز اول به برخی کاندیداها گفتم این بود که غیر از شما یک طرف دیگر هست که دارد شما را بازی میدهد. این ثابت شده است. بعد از این هم بیشتر ثابت میشود.همه حق دارند محترمانه انتقاد کنند و حرف شان را بزنند. اما هیچ کس حق ندارد که رذیلانه در جماعت شکاف بیندازد. اگر ادعا میشود کسی پیدا شده است که بازی هایی مثل آنچه امروز در شبکه های اجتماعی روی داده  را درآورده، باید از طریق مقامات قانونی عمل کرد و به هیچ وجه نباید کوتاه آمد. اما دلیلی برای دعوا وجود ندارد. قانون، تعیین تکلیف می کند. اما برای آن فردخاطی نباید بخشش یا چشم پوشی در کار باشد.

6-malek

سوال: در زمانی که بحث دنیای مجازی نبود، باز هم شیوه هایی برای بداخلاقی انتخاباتی وجود داشت . اگر بخواهید گذشته را با الان مقایسه کنید چه میگویید؟ الان چه اتفاقاتی در بداخلاقی های انتخاباتی می افتد  که در گذشته نبوده؟ یا در گذشته چه شیوه هایی به کار گرفته می شد  که امروز کاربردشان را از دست داده اند؟

در گذشته، افرادی که طرز فکر قدیمی تری داشتند آن فردی را که شانسش را برای پیروزی بیشتر میدیدند به خانه دعوت و با او مذاکره میکردند تا طرز فکرشان را به آن شخص منتقل کنند. ولی الان همه چیز سریعترشده است . اطلاعات وارد و دست به دست میشود. وقتی به این گونه است خیلی آسان تر می توان از فاصله های دورتر تاثیر گذاشت. شما الان با یک ابزار کوچک  میتوانید از آلاسکا روی انتخابات ایران تاثیر بگذارید. اما در گذشته این گونه نبود.

سوال: در مورد بحث تخریب ها هم همین طور است؟

فکر میکنم در گذشته فرد رو در روی کاندیدا تخریب  نمیکرد، بلکه در جاهایی که میدید تخریب علیه آن نامزد موثر است اقدام می کرد.در حال حاضر  علاوه بر آن شکل، آدم ها در روی شما هم بر علیه شما صحبت میکنند.

سوال: آیا در جامعه زرتشتی نماینده ای بیش از 8 سال کشش نماینده بودن دارد؟ هر چند در جامعه بیرون ما نماینده هایی داریم که چندین دوره  نماینده بودند. اما در مورد نماینده زرتشتیان عده ای معتقدند وضعیت متفاوت است.

عده ای این روزها شعار   «تغییر، تغییر! »مطرح می کنند اولا این کلمه تغییر که انگلیسی آن change است شعار آقای اوباما بود. البته ایرادی نیست که از شعارهای خوب استفاده کنیم، ولی وقتی اوباما از تغییرمی گفت ،منظورش این بود که در زمان کلینتون دموکرات ، آمریکا ثروت عظیمی را ذخیره کرد و داشت. بوش که آمد همه را خرج کرد و دولت آمریکا را به مرز ورشکستگی رساند. آن تغییری که اوباما میگفت به معنای تغییر از وضعیتی که آقای بوش از نظر اقتصادی به وجود آورد به وضع زمان دموکرات ها بود.

وقتی میگویید تغییر، صرفا قرار نیست آن تغییردر جهت مثبت صورت گیرد. اگر تغییر در جهت بهتر شدن باشد خوب است اما اگر تغییر در جهت بدتر شدن باشد بد است. اینکه مبهم یک شعاری را بدهید میشود داستان .

در مورد کشش نماینده بودن بیش از 8سال در جامعه زرتشتی هم باید گفت در کار اگر عشق باشد خستگی نمی آورد. بنابراین من معتقد به محدودیت  2 دوره، 3 دوره، 5 دوره در نمایندگی نیستم. اصلا این موضوع مطرح نیست. مادامی که کسی خوب کار کند و مردم اورا تایید کنند یک فرد میتواند نماینده باشد.اتفاقا نماینده ای که چند دوره در مجلس باشد بیشتر بر امور مسلط است و تا زمانیکه فردی بهتر از او پیدا نشده نباید تغییرپیدا کند.

سوال: نماینده زرتشتیان شخصیتی سیاسی است، این سیاسی بودن چگونه باید باشد؟

من نماینده ای سیاسی بودم. اما زرنگی های مربوطه را در خودم هم میدیدم تا سیاسی بودنم آسیبی به جامعه ام نزند . نماینده زرتشتیان باید خیلی محتاط باشد. زرتشتیان منافعی از سیاسی بودن نماینده شان نخواهند برد. اما مسئله اصلی این است که تشخیص داده شود شما خدمت گزار جامعه هستید. خدمت گزار بودن با تظاهر به خدمت گزار بودن فرق دارد. دیگر همه مردم می توانند که دست افراد را بخوانند که آیا طرف تظاهر به خدمت میکند یا واقعا خدمت میکند.نماینده زرتشتیان باید ببیند مسائل زرتشتیان چیست و در چارچوب آنها حرکت کند.

6-malek

سوال: یک نماینده زرتشتی باید چه ویژگی های خاص تری نسبت به سایر نمایندگان داشته باشد؟

باید قدرت و جرات داشته باشد تا جلوی خیلی از خواسته های نفسانی خودش بایستد. ممکن است با یک «بله» صدها امتیاز را بتوانی بگیری. اما نباید این کار را بکنی. باید آنقدر محکم باشی که بگویی «اگر روزی بنا شد من با نان خشک بسازم، میسازم. اما یک ذره لغزش نخواهم داشت». به یکی از دوستان گفتم «ماهی ای که ولع بیشتری برای ربودن طعمه نشان میدهد ، به حکم منطق اولین ماهی است که طعم تلخ قلاب ماهی گیر را حس میکند».یک شاخصه دیگر نوآوری است. آدم های نوآور هستند که میتوانند یک کاری بکنند. زحمت کشیدن صرف ،کافی نیست.

سوال: نظرتان را درباره دوران نمایندگی دکتر اختیاری  میخواهم بدانم.

آقای دکتر اختیاری همیشه برنامه داشته است. همانطور که گفتم من و ایشان 2 منش سیاسی کاملا متفاوت داریم. اما این ربطی به منافع زرتشتیان ندارد. نظر ما در منافع زرتشتیان مشترک است. اختلاف سلیقه و عقیده خیلی طبیعی است. اما این به معنی دعوا نیست. من هم با دکتر اختیاری امکان دارد که در برخی موارد اختلاف سلیقه داشته باشیم اما اینقدر منصف هستم که بپذیرم که او نماینده جامعه است. من موظف هستم که به عنوان یک زرتشتی بروم و نظرم را بگویم، با هم بحث کنیم؛ اما تصمیم باید توسط او گرفته شود. نماینده رئیس ما نیست. وظیفه ما این است که انتقادهایمان را به او بکنیم. هر کس میتواند  نوآوری کند. آقای اختیاری نوآور است چون نشان میدهد که فکرش زاینده است.

سوال:اشاره کردید که دکتر اختیاری در کارهایش برنامه داشته. به نظر شما چقدر ازاین برنامه ها محقق شده است.

در خیلی از زمینه ها خیلی بیشتر، بعضی جاها کمتر.یک زمانی از طرف روزنامه انگلیسی با ایندیراگاندی مصاحبه کرده بودند. از ایشان پرسیده بودند «اصلا معلوم هست چیکاره هستید؟». گفته بود در کشورهای شرقی یکی که به مقامی میرسد (مثلا من که نخست وزیر هستم)، هم نخست وزیر مردم هستم، هم زن مردم هستم، هم مادر مردم هستم، هم خواهر شوهر مردم هستم و... استدلالش هم این بود که مردم توقع دارند که او همه کاری بکند. در جامعه ما هم همین است و این توقع وجود دارد. اما ممکن است توقع هر کس در انجام آن کار به یک شکل نباشد. ولی این بد نیست. بلکه باید ببینیم آیا جایی هست که کم کاری و بی توجهی شده باشد. باید این را دید.

سوال: آیا دکتر اختیاری کم کاری کرده اند؟

من اصلا کم کاری در دکتر اختیاری نمی بینم! بیش کاری می بینم. من بارها از ایشان خواهش کردم که کمی به فکر سلامتی شان باشند.

سوال: نماینده های سابق، چگونه میتواند رابطه ای که باید با جامعه داشته باشند را حفظ  و در امور جماعتی نقش داشته باشد؟

این متفاوت است. فرد باید ببیند کجا مفید است و خدمتش را انجام دهد. اگر جایی می بیند که اسمش اگر باشد نه تنها خدمتی نمیکند بلکه حساسیت ایجاد میکند، نباید باشد. اما اگر جایی میبیند که به درد میخورد باید باشد.


بازدید: 3154

  یادداشت ها (10)
1. نویسنده فرهنگ. ج, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ - ۱۰:۳۵:۲۱
ای کاش همه اینقدر بزرگ منش و واقعی حرف میزدند. درود بر شما مهندس ملکپور عزیز
2. نویسنده همکیش, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ - ۱۱:۲۳:۵۲
درود بر مهندس ملک پور.باعث افتخار من است که چند سالی است با این فرد نیک و بزرگوار آشنا شدم. و واقعا سخت و ناراحت کننده است که در این زمان انتخاباتی افرادی به دروغ دست به تخریب چنین شخصیت های بزرگ جامعه میزنند و خودشون رو روز به روز خراب ترمیکنند.  
از سایت برساد بسیار سپاسگزارم که همواره سعی بر روشن کردن این پاپوش ها و دروغهایی که رواج یافته دارد.
3. نویسنده همکیش, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ - ۱۱:۳۵:۴۵
درود بر همه نیک اندیشان و نیکوکاران هازمان زرتشتی 
بزرگی و منش روانشاد موبد شهرزادی ستودنی و بیادماندنیست 
ایکاش دیگر موبدان هم جایگاه خود ارج نهند و برای نتیجه مناسب عملکردشان در راستای جایگاهشان باشد. 
به امید روزی که هرکس در جایگاهش بهترینهای خود را بگزارد.  
ایدون باد
4. نویسنده اشکان, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ - ۱۱:۳۷:۱۵
آقای ملکپور بنده هرچند در دوران نمایندگی شما نبودم ، اما به شما افتخار می کنم. 
مقایسه گفتگوی شما و انصافتان در بیان واقعیت ها با دیگر نماینده پیشین زرتشتیان قابل مقایسه نیست. 
کاش همه سعی کنیم مانند شما حقیقت را بگوییم نه برای تغییر واقعیت ها دست به تخریب و توهین به دیگران بزنیم. 
سال های سال زنده باشید.
5. نویسنده شهرياري, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ - ۱۱:۴۰:۳۱
جناب آقاي ملك پور من اصلابا افكار و طرزفكر شما آشنا نيستم ولي با مطالعه مطالب بالا واقعا عاشق طرز بيان و بينش جنابعالي با واقعيات جامعه شدم، اي كاش تمام همكيشان و كانديداها نظرات شما را بدقت بخوانند نه بخاطر اينكه به نماينده بخصوصي راي بدهند ،بلكه يك عده اي طرز برخورد خود با مسائل جامعه و افكار مختلف را اصلاح كنند، بخصوص يكي از همين دسته گل هايي كه فرموديد.
6. نویسنده همکیش, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ - ۱۱:۴۹:۵۶
درخواستم این است همانند تیم ملی فوتبال کشور هر چند مدت مربی را عوض نکنید. همین عمل باعث شده هیچگاه نتیجه مطلوبی نگرفته ایم. حداقل یکمرتبه اجازه بدیم یک مربی در تیم بتواند عملکردش را نشان دهد . همیشه نتیجه ایده ال زمان بر است . یکدفعه هم که شده درس آنرا بگیریم تا تکرار نشود.  
با آرزوی بهترینها برای بهترینها
7. نویسنده پدرام هورشتی, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ - ۱۹:۵۳:۵۹
مثل همیشه خوشفکر و عالی‌. ممنون از چاپ این مصاحبه.
8. نویسنده کامبیز, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۵ - ۰۷:۱۰:۴۵
درود بر آقای ملک پور و منش بلند ایشان . امیدوارم همه ما از روح همازوری ایشان سرمشق بگیریم .
9. نویسنده مهرداد, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۵ - ۱۶:۵۷:۴۵
اقای مهندس مانند همیشه سخنان باارزشی گفتید .افرین ای کاش افراد پر ادا که دم از همازوری .بزرگ جامعه بودن وعضو فعال ودلسوز میدانند به نصیحت شما گوش بدهند این افراد دوست دارن جامعه همیشه به روز نباشد ودیگران مانند 100سال قبل دست به تاراج وتکه شدن جامعه زرتشتی را دارند اینا افراد ..... جامعه هستن .تاسف
10. نویسنده شاگرد, در ۱۳۹۴/۱۲/۰۶ - ۰۶:۲۸:۳۹
استاد ارجمند و دوست خیلی قدیمی پدرم؛ این سخن شما همیشه در گوشم بوده و هست و خواهدبود؛  
عموجان؛ (A): اِ بزرگ، همیشه بزرگ است حتی اگه خیلی ریز و کوچک نوشته شود و (a) اِ کوچک هم همیشه کوچک است حتی اگر خیلی بزرگ و درشت نوشته شود. 
اما سعی کن انسان باشی و زود راجب دیگران قضاوت نکنی!

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

نسخه جدید سایت برساد را در لینک زیر دنبال کنید:
www.berasad.com