| اشوزرتشت مانترن جاويد |
|
|
| پريا ماوندي | ||||||||
| ۰۵ دي ۱۳۸۷ | ||||||||
پروردگارا، روان آفرینش به درگاه تو گلهمند است؛ برای چه مرا بیافریدی؟ چه کسی مرا کالبد هستی بخشید؟ خشم و ستیز و چپاول، غارت و گستاخی و تجاوز، همه جا را فرا گرفته. مرا جز تو پشت و پناهی نیست. بنابراین نجاتبخشی که بتواند مرا از این تنگنا رهایی بخشد به من نشان ده.اهورامزدا میفرماید: یگانه کسی که به گفتارهای اهورایی گوش فرا داد و من او را خوب میشناسم همانا زرتشت اسپنتمان است؛ تنها اوست که خواهان آموزش آیین راستی و سرودهای ستایش مزداست. پس به او شیوایی بیان خواهیم بخشید. شیوایی بیان، فرازمندی اندیشه و هروسپ توانی شگفت گه گیتی برای نخستین بار بر خود دید. اندیشمندی که به راستی پاسخ روان آفرینش، اشا و وهومن بود و نمود دهندهی آنها در خرد گیتویان. آری شاهکار منش او، حکمفرمان آفرینش، هنجار اشا که آرمان دستیابی همهی علوم گشته و اشوزرتشت دریابندهی آن آموزاند که وهومن چگونه راهنمای این آرمان است و نام گردایه آموزشهای خود را مانتره، به معنی پیام اندیشهبرانگیز نهاد نامی که در نهایت نبوغ، بینهایت شکوه آفرینش آدمی را میرساند و در کران واژهها، بیکران گسترهی اندیشه را مینماید. پیام و نامی برگرفته از این پیام که میپروراند، میبالاند و برمیانگیزاند. آری اشوزرتشت اسپنتمان که گوی فلک را در خم چوگان اندیشه نهاد و چنان پیروزمندانه عرصهی میدان هستی را پویید که به قول حافظ زلف خاتون ظفر شیفتهی پرچم اوست. پیامبری که کاوید و اندیشید و به دیگران هم آموخت تا بیندیشند و بکاوند چرا که آشکارانه، زندگی کردن بدین معنیست و یا اگر بخواهیم بهتر بگوییم در روزمرگی امروز که حتی زندگی هم واژهی روزمرهای است زنده-گی کردن بدین معنیست. و ای کاش دستکم برای زنده-گی کردن خودمان و هدفی که شاید هنوز از این زندگی کردن درنیافتهایم، سرودهای اشوزرتشت را بخوانیم و مانتره سرشت آنها را بیندیشیم و همآوا گردیم که: جاودان زی ای روان تابناک و پاک زرتشت شادمان زی ای فروزان مشعل ادراک زرتشت با شکوه و فر زی ای زادگاه و خاک زرتشت ایدون باد... بازدید: 911
|
||||||||