رستم و رخش در خان پنجم ابتدا از تاریکی عبور کردند و بعد از آن به مرغزاری سرسبز رسیدند و در آنجا استراحت کردند. رستم بعد از آن که زین و افسار رخش را باز کرد او را در مرغزار رها کرد تا آزادانه بچرد.
ارستنام اوروانو یزمیده " به روان همه زنان و مردان پارسا درود باد"
شادروان شهریار اسفندیاری در سال 1347 پا به عرصه گیتی نهاد اولین تجربه جدی تاثیر گذار بر او با از دست دادن پدر در سن 10 سالگی شکل گرفت و شاید همین حادثه از او مردی ساخت که همواره محکم و استوار بر خود تکیه زد و به پیش رفت.
رستم به دستور پدر از نیمروز که نام دیگر سیستان است راهی مازندران شد تا کاوس و سپاهیان او را از چنگ دیو سپید رها کند. برای رسیدن به مازندران باید از هفت خان یا منزل عبور میکرد. او شب و روز راه میپیمود تا زودتر به مقصد برسد.
در اوستا erexša به معنای «رخشنده» آمده است. بارتلمه وجه اشتقاق آن را نامعلوم می داند(رستگارفسایی،1388،ص8). البته واژه ی اَرشَن گذشته از اینکه اسم خاص است ، به عنوان اسم مجرد نیز استعمال می شود. به معنی مرد و نر در مقابل زن و از برای تعیین جنس نر ستوران هم آمده است.(پورداود،1377،ص226)