ضحاک، نامی رایج در زبان عربی است و معنی آن «بسیار خندهکننده» است؛ در اوستا «اَژی دَهاکَه» نام دیوی است با سه پوزه و سه سر و شش چشم که اهریمن او را آفرید تا جهان را تباه و نابود سازد. اَژی در اوستا به معنی «مار» و دهاکه به معنی «دهان و پوزه موجودات اهریمنی» است
عنوان کتاب نیچه این توهم را به وجود می آورد که وی در کتاب «چنین گفت زرتشت» مطالبی پیرامون افکار و جهان بینی زرتشتی نوشته است؛ حال آنکه چنین نیست. نیچه فردی ضدمذهب و مادی گرا بود.
همه ما نام ضحاک، فریفته اهریمن، را بارها شنیدهایم و با مارهایی که از جای بوسۀ اهریمن بر شانههایش سربرآورد تا مغز جوانان وطن را خوراک خویش سازد، آشناییم؛ ولی شاید نام پدر ضحاک را کمتر شنیده باشیم.
نام جمشید یک بار در گاتها آمده است و فرگرد دوم کتاب وندیداد، تمامی به شرح دوران درخشان پادشاهی جمشید پرداخته است؛ دورانی باشکوه و سراسر بالندگی که پایانی غمانگیز داشت؛ چرا که جمشید به سبب گناهکاری، فرّۀ خویش را از دست داد و به دست ضحاک به دو نیم شد.
چند روزی است که بدلیل تغییر محل کار مجبور به سفر با مترو شده ام . سفری در زیر آنهمه هیاهو شهر تهران واتفاقاتی از جنس همین سفر . چند روز پیش یکی از دوستانم به من گفت که در ایستگاه تهرانپارس یک نوشته ای از تاریخچه آنجا نصب شده است . جالب تر اینکه من هرروز از همین ایستگاه سوار مترو می شوم ولی تابحال به این نوشته توجه نکرده بودم . صبح با این نیت که بروم واین نوشته را پیداکنم به سمت مترو حرکت کردم .درست بعد از پائین آمدن از پله های ایستگاه،یک لوحه طلایی رنگ توجه هر مسافری را به خودش جلب می کرد . دراین لوحه متن زیر نوشته شده بود: