• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


طنز
گزارشی از یک مجمع همگانی از نوع نوبت اول
چاپ ارسال به دوست
اختر   
۱۴ دي ۱۳۸۷
 روزی برای تهیه ی گزارشی پر بار از همازوری و باشندگی پر شکوه مردم در یک مجمع همگانی، راس ساعت15:43 در محوطه سرسبز سازمانی حاضر شدم. در طی گفتگو های متعددی که تا چند روز پیش با سرورانم درسازمان ذیربط  داشتم ، دریافتم در همایشی که قرار است در ساعت 16:00 برگزار شود، گویا چشم شیطون کور و گوشش کر قرار است انتخاباتی برگزار شود که تعیین کننده اعضای هیات نظارت بر انتخابات گردش جدید است.

اولین یادداشت | بازدید: 490 | ادامه مطلب

از پنجشنبه تا پنج شنبه
چاپ ارسال به دوست
بي سر و زبون   
۱۲ دي ۱۳۸۷
 تصميم گرفته ايم تا از اين پس هر پنج شنبه، مطلبي بنويسيم با نام از پنجشنبه تا پنج شنبه، با اين هدف كه بگوييم در بين دو پنجشنبه چه اتفاقاتي افتاده است كه به توليد لبخند انجاميده، لبخندهايي كه البته گاهي تلخند نيز هستند و از همه مهمتر خيلي بوي قرمه سبزي نمي دهند. حتما ملتفت هستيد كه ما اين بار نيز همين جوري و بدون هيچ گونه بررسي به اين كار دست زده ايم. اين را گفتم تا اگر هفته آينده خبري از پنجشنبه تا پنج شنبه نبود، تعجب نكنيد به هر حال شايد يك هفته هيچ اتفاق بامزه اي نيفتد و شايد ما در خواب غفلت فرو برويم و بيدارمان نكنند.

اولین یادداشت | بازدید: 560 | ادامه مطلب

بیا برو سدره پو ش شو
چاپ ارسال به دوست
بی سر و زبون   
۳۰ آبان ۱۳۸۷
 شمایی که می گی ساختمون نساز، ما خواستیم ساختمون بسازیم؟ ما خواستیم مسابقه معماری برگزار کنیم؟ ما اومدیم مجوز ساخت فلان زمینو گرفتیم؟ یا اومدیم اون یکی زمین که تو یزد است را فروختیم؟ نه آقا ما اومدیم گفتیم کمک کنیم به همکیشامون و یه جشن باشکوه دینی برگزار کنیم. همه هم بیان و با یک گوشه ای از پول کرایه اون یکی زمینها شاد باشن. حالا دیدید چه طو شد؟

اولین یادداشت | بازدید: 610 | ادامه مطلب

کوچه ای با دو نام !!
چاپ ارسال به دوست
آس و پاس   
۰۷ شهريور ۱۳۸۷
 چند وقتی بود ما به دليل غربت و دوری از پایتخت از هیچ چیز خبر نداشتیم و با کلی ذوق و شوق که آمدیم تهران وارد یکی از کوچه های معروفی شدیم که یک سالنی در آنجاست که معمولا در هنگام عروسی ها موسیقی هایش دل هر تنابنده و کمر هر همسایه ای را تا شعاع چند کیلومتری به حرکت وا می دارد! اما در تقاطع این کوچه که به آن کوچه زرتشتیان هم می گویند یک کوچه دیگری به یک نام دیگری ....

اولین یادداشت | بازدید: 1000 | ادامه مطلب

خانه هاي قديمي را صاف مي كنند
چاپ ارسال به دوست
بي سر و زبون   
۱۷ تير ۱۳۸۷
نمايي از يك خانه در محله يزد كه صاف شده است فرزانه گرامي بي سر و زبان عزيز
با درود فراوان
احتراما به آگاهي مي رساند با توجه به اينكه حضرت از معدود نويسندگان سايت برساد هستيد كه همين جوري مي زنيد وسط هدف و به فكر نتايجش هم نيستيد. اخيرا همچون چند سال گذشته، خانه هاي قديمي آبا و اجدادي ما زرتشتيان كه گوشه هايي از فرهنگ و تمدن ما را در خود دارند. يا خالي افتاده اند،‌ يا ويران شده اند و از همه بدتر اينكه با لطايف الحيلي صاف شده اند و دارند بر روي آنها خانه هاي مدرن تري مي سازند. تصوير روبرو يا همان فرتور خودمان نيز....

اولین یادداشت | بازدید: 756 | ادامه مطلب

دعاي دانش آموزان زرنگ و تنبل قبل از كنكور
چاپ ارسال به دوست
قارچ طلايي   
۰۵ تير ۱۳۸۷
 الهي هر كي از من بيشتر خوانده مريض شود و به جلسه نرسد
الهي اگر هم آمد، جواب را پايين و بالا بزند و آخر شود
الهي اگر هم درست زد، استرس بگيردش و هول شود و وقت كم بياورد
الهي پرسشها براي همه سخت باشد، براي من مثل هلو
الهي تو خودت مي دوني من خيلي خوانده ام پس گناه دارم يك دفعه هول نشوم، مريض نشوم،‌ تصادف نكنم، شصت پايم....

یادداشت ها (1) | بازدید: 849 | ادامه مطلب

توصيه هاي بي سر و زبون به كنكوريها
چاپ ارسال به دوست
بي سر و زبون   
۰۵ تير ۱۳۸۷
 به هيچ وجه روز كنكور و روزهاي قبل از آن ورزش نكنيد، شايد دستتان، ‌پايتان، سرتان يا هرجاي ديگرتان بشكند و آن موقع وامصيبتا
اصولا به جز براي كنكور از خانه بيرون نرويد، اگر يك ماشين به شما بزند، آن موقع وامصيبتا
هر غذايي، را مي خوريد بايد تازه باشد ولي 4 ساعت قبل يكي خورده باشد تا مطمئن شويد مرضي ندارد و اگر نه وامصيبتا ميوه و سبزي هم اصلا نخوريد...

یادداشت ها (1) | بازدید: 785 | ادامه مطلب

ذكر كنكور
چاپ ارسال به دوست
هر دمبيل   
۰۵ تير ۱۳۸۷
 آن سد پولادي، آن پايان سختي، آن راه خوشبختي، آن دليل بي خوابي، آن آفريننده قلمچي، آن حرام كننده فوتبال اروپايي، آن عامل هر توسري، آن دشمن هر پارتي، آن باعث خرجهاي اضافي، آن بلعنده زندگي، آن بزرگترين سركاري، آن علت بيكاري، بزرگ و مولاي ما كنكور بود و در انتظار هر دانش آموزي بود و كابوس هر تنبلي بود و خون دل خانواده ها بود و دليل كتابهاي كمك آموزشي بود و نفرين معلمان بود و بيسكويئتش خوشمزه ترين بود و تقلب در آن ....

اولین یادداشت | بازدید: 693 | ادامه مطلب

با پول برساد خوب چاق شديم
چاپ ارسال به دوست
بي سر و زبون   
۱۳ خرداد ۱۳۸۷
 به جان شما كه نه به جان عزيز خودمان، اين قدر بي جنبه نيستيم كه با هر حرفي ناراحت شويم و بگوييم وا مصيبتا، اينها ما را نمي فهمند و از اين جور حرفها. اما هر كاري كرديم نتوانستيم از تيكه ديشب بگذريم. چون خدا وكيلي خيلي قشنگ بود و البته يك كم با وضع فعلي ما نامربوط. بگذريم ديشب بعد از مدتها هماي سعادت بر شانه مان نشست و به طور كاملا اتفاقي به يكي از سازمان هاي خوب رفتيم.

یادداشت ها (1) | بازدید: 842 | ادامه مطلب

شباهتهاي چيني ها و ما
چاپ ارسال به دوست
بي سر و زبون   
۰۹ خرداد ۱۳۸۷
 حتما شما نام مملكت چين را شنيده ايد و مي دانيد كه چيني جماعت آنقدر زياد هستند كه مي گويند از هر 6 آدمي كه بر روي زمين جا اشغال كرده اند، دو نفر يك چيزكي كمتر چشمشان شكل بادام است و همين زياد بودنشان باعث شده تا به هر سوراخ سنبه اي سر بزنند و هيچ تنابنده اي را راحت نگذارند و كفر همه را درآورده اند.

اولین یادداشت | بازدید: 745 | ادامه مطلب

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 91 - 100 از 107

تبلیغات