روانشاد شاهرخ میزانیان را بسیاری با جشنواره فرهنگی آموزشی پیرنارکی به خاطر می آورند. اما بدون شک بسیاری از ما که کم و بیش آن بهشتی روان را می شناختیم، نمونه های زیادی از نیک اندیشی اش را به یاد می آوریم. در این نوشتار برآنم تا خاطره ای را از همراهی و نیک اندیشی روانشاد شاهرخ میزانیان را برایتان بازگو نمایم:
آخي، بالاخره رسيدم. پاهام درد گرفت. قربون برم پيرسبز كه حتي پادرد بعد از بالا اومدن از پله هاتم لذت بخشه. واي چقدر پير تغيير كرده. چقدر محوطه جلوي پيرون زيبا شده. چقدر درختچنار هميشه وفادارت سرحاله. پس من چي شنيدم!!! شنيدم كه گفتند درختت داره خشك ميشه. چون تو جريان بازسازي به ريشه هاش ضربه زدن. ريشه ها رو علم كردن و رفتن به جنگ كميته بازسازي.
«آیا با تغییر زمان روز پدر از جشن بهمنگان به شهریورگان موافقید» پرسشی است که 1542 رای موافق و مخالف را به همراه داشته است که در این میان 51 درصد شرکت کنندگان یعنی 792 رای با تغییر زمان برگزاری جشن بهمنگان مخالف هستند و فکر می کنند بهتر است همچون سالهای گذشته این جشن در روز بهمنگان برگزار شود.
با توجه به درج یاداشت سردبیر محترم دوهفته نامه امرداد در سایت این نشریه، جهت آگاه سازی افکار عمومی، جدول مقایسه ای اختصاص بودجه وزارت کشور در چهار سال گذشته به این دو هفته نامه، جهت قضاوت عمومی انتشار می یابد.
ایریستنام اروانو یزه میده روانشاد رامین شهرت،عزیزی که در مدت بازسازی زیارتگاه پیرسبز، همواره گزارش پیشرفت کار را در سایت برساد به اطلاع همکیشان و علاقمندان به آن گذر اهورایی می رساند، در سفر اخیر که به منظور
نمی دانم از کجا شروع کنم و چه بگویم و چه بنویسم. گاهی وقتها سخن از بیان حقیقتی که در اعماق وجود آدمی می گذرد، در می ماند و تنها شمه ای از آنرا به خواننده تقدیم می کند زیرا ژرفای احساس و اندیشه آدمی را نمی تواند بیان کند، به ویژه هنگامی که عزیزی به ناگهان از جمع گیتیان درمی گذرد و به سرای دیگر می شتابد و در این هنگام است که زبان از بیان ژرفای مطلب ناتوان می ماند.
پنجشنبه سه هفته پیش بود، روز پرسه روانشاد آرمین خسروی، صبح زود متنی که منوچهر برایم فرستاده بود را در سایت گذاشتم، منوچهر در آن متن از بیدارشدن گفته بود و من تصمیم داشتم که دیگر خبری در سایت نگذارم، این تصمیم تنها دو روز دوام داشت، چون آن قدر صحبت کردند که تمام شنبه شب داشتم خبر تنظیم می کردم. پنجشنبه دو هفته پیش در راه پیرسبز بودیم،....
نمی دانم از کجا شروع کنم. چی بنویسم که عمق این فاجعه را نشان بدهد. از رامین بنویسم که نوشته اند. نه، هنوز می توان نوشت. یکی از دوست داشتنی ترین، باغیرت ترین، با تعصب ترین، با مسئولیت ترین، و... نه فقط در یک کلمه "عزیزترین" بود.