چند روز پيش نقدي بر كنگره جوانان برگزيده زرتشتي در سايت برساد منتشر شد كه نظرات گوناگوني نيز بر آن نگاشته شد. در اينجا برآنم تا نگاهي بيندازيم به انتقادهاي وارد شده به اين كنگره و بررسي اين انتقادها.
احتراماً پیرامون برگزاری همایشی موسوم به "کنگره جوانان برگزیده زرتشتی" اینجانب بر خود لازم می دانم مطالبی را به استحضار عموم برسانم:
با توجه به برگزاری همایشی مشابه در سال گذشته و صرف هزینه هایی از محل کمک های جامعه خیراندیش زرتشتی، این کمیته اقدام به برگزاری همایشی مشابه در سال جاری نیز نموده است.
خس وخاشاکی که گوشه حیاط ریخته شده را به دیده حقارت نگاه نکنید این لانه ی دو پرستوی عاشق بود که از سحر تا شام با آوای شاد عاشقانه به دنبال آب و دانه بودند وآماده برای پرورش جوجه ها و طوفان روزگار آنها را از هم پاشاند، شاید خانه دوست برای پرندگان بود.
نخست سپاس از آن دسته از مسوولان برگزیده ی جامعه ایرانیان زرتشتی که با همت و تلاش گامی در راه بهینه سازی سرمایه های انسانی برداشته اند، به عبارت دیگر به آموزشگاه های ایرانیان زرتشتی به ویژه آموزشگاه های دخترانه تهران رسیدگی کرده اند.
مهرگان امسال در استان یزد، بدون شک تحت تاثیر حادثه دردناک از دست رفتن هرمزدیار ستودیان نوجوان زرتشتی بود، اما با نگاهی به جشن های ماهیانه یک سال اخیر در این شهر، شاید بشود به نتیجه گیری درست تری رسید.این روزها جشنهای ماهیانه بیشتر از آنکه جشن باشد به آیین گاهنبارخوانی خلاصه شده است،
در همه جای دنیا از افراد نخبه و باهوش خود، برای تصمیم گیریهای مهم و مدیریتی که با سرنوشت جامعه سر و کار دارد، استفاده می کنند تا آنها همیشه راه حلهای مناسب را که بیشترین سود را برای کل و کمترین زیان را حتی برای شخصی داشته باشد، انتخاب کنند.
نونهالی در خانواده زرتشتی متولد می شود. خانوده ای که پویایی و بالندگی فرهنگ ایران زمین را باور دارد، فرهنگی که دین زرتشت جزیی از آن است و زرتشتیان برای نگهداری آن سالها و قرن ها از جان و مال خود در این راه دریغ نکرده اند و در شرایط سخت از میراث ملی به قیمت خونبهای عزیزان خود پاسداری کرده اند و به پایداری، جاودانگی و پویایی ملت و سرزمین خود ایمان داشته است.
جشن مهرگان نیز گذشت. جشنی که بعنوان یکی از بزرگترین جشنهای ایرانی و زرتشتی شناخته می شود. امسال نیز همانند سالهای گذشته مراسم مهرگان گرامی داشته شد. مراسمی که در شهرهای مختلف زرتشتی نشین انجام شد و هرکدام حس و حال خود را داشت. مهرگان امسال در تهران با حاشیه هایی همراه بود،
من نوه سیزدهم خانواده بودم ، و به دلیل شاغل بودن مادرم بیشتر زمان کودکی را در کنار مامان بزرگم سپری می کردم ، روز جهانی سالمندان باعث شد که کمی به آن روزها برگردم و یادی از گذشته کنم یاد آن روزهایی که تنها 5-6 سال بیشتر نداشتم . در حیاط خانه مادربزرگم با برادرم مشغول بازی بودیم و مثل همیشه بعد از هر بازی دعواهامون شروع می شد و این مادربزرگم بود که هر دفعه ما رو از هم جدا می کرد و این کار هر روز ما بود...