این روزها از دوستان و معلمان بسیاری این جمله را زیاد می شنویم: "کودکی ما پدر سالاری بود و حالا فرزند سالاری"
آن زمان ها معلمان و والدین ارج و احترام زیادی داشتند و فرزندان همیشه نه تنها به حرف بزرگتر ها گوش می دادند، بلکه سعی در اجرای سریع آن داشتند و بدون اجازه بزرگترها آب هم نمی خوردند،
به عنوان یکی از برگزارکنندگان جام ایران دخت، باید بگویم یکی از بهترین خاطراتم به زمانی باز می گردد که اختتامیه نخستین دوره جام ایران دخت به پایان رسید و شاهد آن بودیم که اعضای تیمهای شرکت کننده و تماشاچیان پا به پای ما مشغول به جمع کردن وسایل و صندلی ها شدند، آن شب خستگی های ناشی از برگزاری این جام تازه تاسیس بدون هیچ استراحتی از تن ما برگزارکننده ها به در رفت و هنوز هم که هنوز هست وقتی به یاد آن صحنه می افتم، ناخودآگاه لبخند می زنم.
دومين كنگره جوانان برگزيده زرتشتي با همهي فراز و فرودهايش و با همهي حمايتها و انتقادها به پايان رسيد. كنگرهاي كه ميتوان آن را در زمرهي يكي از بحثبرانگيزترين برنامههاي هازمان زرتشتي به حساب آورد. برنامهاي كه سال گذشته به وسيلهي گروهي از جوانان ايراني كه نوشتارهايي به كنگره جهاني زرتشتيان ارايه كرده بودند و به پيشنهاد برگزاركنندگان كنگره جهاني براي شركت در مسابقه پايه ريزي شد.
خبر و خبرگزاری یکی از سخت ترین مشاغل دنیاست که با توجه به انعکاس هر خبر ارزش خبرگزاری تعیین می شود. کار خبر در تمام دنیا با مشکلات خاصی روبروست که ارزش یک خبر را کم یا زیاد می کند.
در عصر مدرن، در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم، عصری که انفجار اطلاعات نام گرفته است، ولی واقعا چقدر از مردم ما، از این اطلاعات استفاده می برند؟ اولین کاربرد این اطلاعات باید در جهت برآوردن نیازهای اساسی انسان باشد که یکی از آن ها آزادی و برابری است. هنوز هم در کشور ما بخصوص در جوامع کوچک و سنتی، مردانی هستند که زنان را به چشم شهروند درجه دو می بینند و این نشان از عدم اطلاع آنان و در حصار نا آگاهی و نادانی ماندن است.
هنوز چشمانم باز نشده بود كه مادرم مرا در جوی آبي رها كرد و رفت خوشبختانه به دليل زباله هايي که در جوی آب بود و جلوي حركت آب را گرفته بود، آب به من نميرسيد. دختري دلش به حال من سوخت و مرا به خانه اش برد تا با خانواده ي او زندگي كنم آنها به خودشان انسان و به من گربه مي گفتند.
اگر تا به حال به آمار بازديدكنندگان و يادداشتهاي نوشتارهاي سايت توجه كرده باشيد متوجه شده ايد كه اگر خداي نكرده خبر درگذشت يكي از همكيشان درج شود بيشترين آمار بازديد و يادداشت را خواهد داشت اما چرا اينگونه برخورد مي كنيم؟ چرا از اينكه تمام دوستانمان در جاي جاي اين دنياي پهناور از شاديمان باخبر شوند هراس داريم! در صورتيكه بيشتر دوست داريم ديگران در غممان سهيم باشند! چرا؟