خان هفتم، آخرین منزل از هفت خان رستم است که جنگ با دیو سپید نام دارد. هنگامی که رستم و رخش و اولاد به غار دیو سپید رسیدند، رستم بار دیگر از اولاد که تا کنون به راستی رستم را یاری کرده بود، راهنمایی خواست. اولاد به رستم گفت که باید تا دمیدن آفتاب صبر کند چون وقتی روز میشود دیو سپید به خواب میرود.
در قسمت قبل دیدیم که اولاد پس از شکست از رستم، پذیرفت تا راهنما و راهجوی او باشد برای رسیدن به جای دیو سپید و شهری که کاوس و لشکر ایران در آن به بند کشیده شده بودند.
رستم و رخش در خان پنجم ابتدا از تاریکی عبور کردند و بعد از آن به مرغزاری سرسبز رسیدند و در آنجا استراحت کردند. رستم بعد از آن که زین و افسار رخش را باز کرد او را در مرغزار رها کرد تا آزادانه بچرد.
رستم به دستور پدر از نیمروز که نام دیگر سیستان است راهی مازندران شد تا کاوس و سپاهیان او را از چنگ دیو سپید رها کند. برای رسیدن به مازندران باید از هفت خان یا منزل عبور میکرد. او شب و روز راه میپیمود تا زودتر به مقصد برسد.
در اوستا erexša به معنای «رخشنده» آمده است. بارتلمه وجه اشتقاق آن را نامعلوم می داند(رستگارفسایی،1388،ص8). البته واژه ی اَرشَن گذشته از اینکه اسم خاص است ، به عنوان اسم مجرد نیز استعمال می شود. به معنی مرد و نر در مقابل زن و از برای تعیین جنس نر ستوران هم آمده است.(پورداود،1377،ص226)