| پورداوود و اسکندر در تونل زمان |
|
|
| نویسنده دکتر موبد جهانگیر اشیدری | |
| ۲۶ آبان ۱۳۸۷ | |
می گویند اسکندر مقدونی و یا بقولی اسکندر گجستک روزی از گورستان یکی از شهرها می گذشت وقتی چشمش به سنگهای گور افتاد و عمر رفتگان را خواند دید همه با عمر کمی از این دنیا رفته اند. متعجب شده سبب را پرسید. در پاسخ شنید رسم این مردمان بر اینست که فقط مدتی را که به تحصیل علم و خدمت بشری اشتغال داشته اند جزو عمر آنها به حساب می آورند و بقیه عمر به حساب نمی آید و این برای اسکندر درس عبرتی شد که بیشتر به دانایان بپردازد
ولی افسوس که با سوختن کتابخانه بزرگ ایران در تخت جمشید نسبت به علم و ادب آن روز چه گناه بزرگی را مرتکب گردید.اکنون اگر از تونل زمان بگذرذ و گذارش در رشت بر آرامگاه استاد پورداود افتد می بیند بزرگواری بظاهر در خاک خفته که عمرش را اگر به عقیده مردم آن دوران حساب کنیم فزون از 75 است ک این مدت را در راه زنده کردن اثری بکار برده که در هزاران سال پیش از روی ندانستگی و نادانی و غرض و تعصب به آتش حرص و آز و شهوت غرور سوزانده است. بخواب ای استاد آسوده و آرام بخواب که دوستان و شاگردانت کوشش خواهند کرد که مرید و پیرو خوبی باشند و اگر اسکندر با آن عمل گجستگ لقب گرفت و تا ابد نامش در تاریخ ننگین است، توی ای استاد خجسته خصال تا ابد زنده و جاوید ماندی و حتما فروهر پاکت در این چند روزه ناظر و شاهد بوده است که همه ره رستگاری را دریابند. روانت شاد باد برگرفته از کتاب زمان و زندگی استاد پورداود |
یادداشت ها (0) - ارسال یادداشت:
می گویند اسکندر مقدونی و یا بقولی اسکندر گجستک روزی از گورستان یکی از شهرها می گذشت وقتی چشمش به سنگهای گور افتاد و عمر رفتگان را خواند دید همه با عمر کمی از این دنیا رفته اند. متعجب شده سبب را پرسید. در پاسخ شنید رسم این مردمان بر اینست که فقط مدتی را که به تحصیل علم و خدمت بشری اشتغال داشته اند جزو عمر آنها به حساب می آورند و بقیه عمر به حساب نمی آید و این برای اسکندر درس عبرتی شد که بیشتر به دانایان بپردازد
ولی افسوس که با سوختن کتابخانه بزرگ ایران در تخت جمشید نسبت به علم و ادب آن روز چه گناه بزرگی را مرتکب گردید.