| استاد پورداوود ایران پرستی واقعی |
|
|
| نویسنده دکتر فرهنگ مهر | ||
| ۲۶ آبان ۱۳۸۷ | ||
در مجلس یادبود استاد که در روز پنج شنبه هفتم آذر ماه 1347 از طرف انجمن زرتشتیان ایران برپا شده بود، پس از تلاوت بخشی از گاتها ترجمه پورداود، آقای دکتر فرهنگ مهر رئیس دانشگاه شیراز و استاد نامدار دانشگاه های ایران، پس از درود به روان پورداود و سپاسگزاری از باشندگان در مجلس یادمان چنین آغاز سخن کرد:استاد پورداود از آن گروه ویژه ای نبود، او به همه ایران و ایرانیان تعلق داشت. همه کسانی که به داشتن خون ایرانی به خود می بالند، همه مردمی که به تاریخ درخشان کهن ایران دلبستگی دارند، همه مردمی که اندیشه بزرگی و سروری همیشگی ایران و گرانپایگی آن را دارند و آرزوی از نو زنده شدن جلال و عظمت ایران باستان را در دل می پروارنند از مرگ استاد پورداود اندوهگین و سوگوارند. استاد پورداود بنیانگذار مکتب ایرانشناسی در سرزمین ایران و زنده کننده ی فرهنگ و زبان ایران باستان بود. و این افتخار همیشه برای پورداود پایدار خواهد بود. او در زمانی به این کار دست زد که نابخردی و کوته بینی و تعصب هنوز در این دیار حکومت می کرد و کسی را یارای سخن گفتن و یادآوری میراث درخشان تمدن قدیم این مرز و بوم نبود. پورداود در دنباله عصری شروع به این کار کرد که فتحعلیشاه دستور حک تصویر خود را در طاق بستان می داد و فرهاد میرزا خوشحال بود که نام او در تخت جمشید کنده شود. بگذارید آنچه را که در جشن بزرگداشت پورداود در زمانی که به سن هشتاد رسیده بود، گفته بودم در اینجا تکرار کنم: به نظر من اگر فردوسی در هزار سال پیش، تاریخ پر فروغ ایران را به نظم در آورد، پورداود در عصر درخشان کنونی فرهنگ اوستایی را در ایران از نو شناساند. در بین علمای معاصر، کمتر کسی را با عمر چنین پر برکتش سراغ داریم، کسی که متجاوز از بیست و دو کتاب پر ارزش اعم از تحقیق، تصنیف، تالیف و ترجمه کرد. دقت در تحقیق، پشتکار زاید الوصف، استغنای مادی و از خود گذشتگی و وقف زندگی در راه تحقیق و تفحص در نیل به آنچه غایت آمالش بود، توفیق استاد را در این امر تضمین نمود. پورداود در همه فعالیتهایش اعم از سیاسی، ادبی، شاعری و تحقیق از سرچشمه لایزال ایران پرستی الهام می گرفت، او به نبوغ ایرانی اعتقاد داشتف به تاریخ و فرهنگ و مذهب ایران قدیم مباهات می کرد، به مجد و جلال آینده ایران ایمان داشت ، او تامین عظمت آینده ایران را در شناسایی خصوصیات و فروزه های پاک ایرانی می دانست و بی علاقگان به فرهنگ ایرانی را مردمان بی شناسنامه، سرگردان و بی هدف می دانست. او به آنچه که رنگ و بوی خارجی داشت، بی علاقه بود. علاقه او به آیین مزدیسنا هم از همین احساسات سرچشمه می گرفت و مذهب او هم در واقع چیزی جز مذهب ایران پرستی نبود.
استاد پورداود معتقداتی داشت که تا آخرین لحظه به آنها پایبند و استوار ماند. او به راستی و اشا ایمان داشت و از ایرن روی با کسانی که در اندیشه و گفتار و کردار دو رویی نشان می دادند همگام نمی شد و آنان را نمی ستود. هر کس برای سنجش عقاید و افکار و اشخاص، ضابطه ای دارد. ضابطه ی پورداود برای سنجش و ارزیابی هر چیزی راستی و ایران پرستی بود. ما در برابر روان پاک پورداود سرتعظیم فرود می آوریم و پیمان می گذاریم در زنده نگاه داشتن مکتبی که او بنیانگذارد، آن کنیم که روان او از ما خشنود باشد. برگرفته از کتاب زمان و زندگی استاد پورداود |
||
یادداشت ها (1) - ارسال یادداشت:
در مجلس یادبود استاد که در روز پنج شنبه هفتم آذر ماه 1347 از طرف انجمن زرتشتیان ایران برپا شده بود، پس از تلاوت بخشی از گاتها ترجمه پورداود، آقای دکتر فرهنگ مهر رئیس دانشگاه شیراز و استاد نامدار دانشگاه های ایران، پس از درود به روان پورداود و سپاسگزاری از باشندگان در مجلس یادمان چنین آغاز سخن کرد: