| شباهتهاي چيني ها و ما |
|
|
| نویسنده بي سر و زبون | |
| ۰۹ خرداد ۱۳۸۷ | |
حتما شما نام مملكت چين را شنيده ايد و مي دانيد كه چيني جماعت آنقدر زياد هستند كه مي گويند از هر 6 آدمي كه بر روي زمين جا اشغال كرده اند، دو نفر يك چيزكي كمتر چشمشان شكل بادام است و همين زياد بودنشان باعث شده تا به هر سوراخ سنبه اي سر بزنند و هيچ تنابنده اي را راحت نگذارند و كفر همه را درآورده اند. اما ما را به چيني ها چه مربوط. ما كه نه چشمهايمان بادامي است و نه پينگ پنگ ورزش اولمان است و نه دوچرخه وسيله نقليه مان. خدارا شكر چشم همه مان گردويي نيست ولي خوب پسته اي هست كه تومني سنار با بادام توفير دارد، علاقه مان هم به ورزشهاي تيمي است حالا درست كه موفقيتي نداشته ايم ولي خيلي حال مي كنيم. از سوي ديگر دوچرخه را هم مي خريم ولي كمتر سوار مي شويم. به هر حال ما چيزهاي زيادي مي خريم. با تمام اين اوصاف و احوال، ما شباهتهاي فراواني با چيني ها داريم. مقدار زيادي از اين شباهتها را بايد شباهتهاي هيكلي ناميد. البته شايد يكي دوست داشته باشد بگويد اندامي يا يكي ديگر زيستي بگويد يا كسي هم فيزيولوژيكي بداند، به هر حال ما و چيني ها هر دو كله داريم آن هم يكي، دست داريم آن هم دو تا،حال به راست و كج بودنش كاري نداريم، و جالب اينجاست كه دو تا هم پا داريم كه البته كاربردهايش تفاوت دارد. و البته بقيه مخلفات مان نيز شبيه هم است. به غير از شباهتهاي هيكلي كه بحثش تمام شد ما در دو زمينه ديگر هم شباهت داريم نخست هر دو ترين هستيم. يعني اگر چيني ها بيشترين هستند ما از آن طرف بام افتاده ايم. يعني از هر 6 نفري كه دارند راست راست يا كج كج راه مي روند يا روي صندلي نشسته اند يا خوابيده اند و يا ... اگر بخواهيد حساب كنيد از هر 6 نفري بايد به يك انگشت يا گوش راست يا چپ راضي شويد. پس اين شباهت را فراموش نكنيم كه به هر حال ار نظر تعداد هم چيني ها و هم ما از بام افتاده ايم، البته يكي از اين ور و ديگري از آن ور. شباهت بعدي ما و امت چين خيلي به هم نزديك است و شايد باور كردنش برايتان سخت باشد. چيني ها همان طور كه گفتم به هر سوراخ سنبه اي سر مي زنند و هر كس هر كاري كرده باشد تعدادي از آنها مي افتند دنبال آن كار كه آنرا انجام دهند و جاي ديگران را تنگ كنند و خودشان حرف اول را بزنند و آنقدر هم ماشالله زياد هستند كه سوراخ سنبه هم كم مي آورند. ما هم عين آنها هستيم و تا مي بينيم فلان جا، فلان كار كردند و يا فلان چيز را دارند و يا ساختند ما هم مي گوييم خوب چه قدر خوب است چرا ما نسازيم، ايجاد نكنيم يا نخريم و همين جوري يكي كلنگش را دست مي گيرد و محكم به زمين مي زند. دو سه نفري هم پيدا مي شوند و شب و روز را بر خودشان حرام مي كنند تا مجوز بگيرند و يا بسازند يا خراب كنند يا چه مي دانم آن پروژه را كه مي تواند ساختماني، اجتماعي ، مدني، علمي، هنري و يا هر چيز ديگري باشد را پيش ببرند و بگويند كه شاخ گاو كه نه شاخ غول را شكسته اند. اما چه سود كه هميشه يادشان مي رود ما اندازه چيني ها نيستيم پس تازه وقتي آنرا ارائه مي دهند مي بينند كه اي دل غافل كسي نيست كه بيايد وعضوش شود يا حتي ...، چه برسد در آن بنشيند. حتما فهميده ايد كه ما يك تفاوت كوچك با اين چيني ها داريم كه نمي توانيم آن را ناديده بگيريم. ولي نمي دانم چرا خيلي ها آن را ناديده مي گيرند. شايد چون خيلي كوچك است. |
یادداشت ها (1) - ارسال یادداشت:
حتما شما نام مملكت چين را شنيده ايد و مي دانيد كه چيني جماعت آنقدر زياد هستند كه مي گويند از هر 6 آدمي كه بر روي زمين جا اشغال كرده اند، دو نفر يك چيزكي كمتر چشمشان شكل بادام است و همين زياد بودنشان باعث شده تا به هر سوراخ سنبه اي سر بزنند و هيچ تنابنده اي را راحت نگذارند و كفر همه را درآورده اند.