چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵
آخرین خبر با عنوان ، کارآفرین زرتشتی از تجربیاتش سخن گفت در 7 ساعت قبل منتشر شده است .
»   فرهنگی  »   معرفی کتاب: ابن مشغله
112 بازدید
۲۲ دی ۱۳۹۵ , ساعت ۱۴:۱۷
معرفی کتاب: ابن مشغله

معرفی کتاب: ابن مشغله

مشخصات کتاب:

ابن مشغله، نویسنده : نادر ابراهیمی، نشر روزبهان، ۱۳۵۲ (چاپ جدید ۱۳۹۵)

معرفی کتاب:

ابن مشغله و ابوالمشاغل عنوان دو کتاب جداگانه از نادر ابراهیمی هستند. ابن مشغله نخستین بار در ۳۷ سالگی نویسنده در سال ۱۳۵۲ نوشته شد. این کتاب از سرگذشت نویسنده و تغییر مداوم شغلهایش حکایت می کند. یک نوع اتوبیوگرافی از سالهای نه چندان طولانی نویسنده. کتاب ابن مشغله، کتاب کم حجمی است (۱۳۲ صفحه) که نثر روان و ساده ای دارد. نادر ابراهیمی، شغلهای متفاوتی چون کمک‌ کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمن‌ صحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحه‌ بندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجره فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، چاپ مقاله‌های ایران‌شناختی، فیلمسازی، تصویرسازی، کتاب‌فروشی، خطاطی تجربه می کند و از تجارب خود در این مشاغل در ابن مشغله سخن می گوید.

نادر ابراهیمی (۱۳۱۵- ۱۳۷۸) در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان، جایزهٔ نخست براتیسلاوا،  جایزهٔ نخست تعلیم و تربیت یونسکو  را دریافت کرده‌است. او همچنین عنوان «نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب» را به‌خاطر داستان بلند و هفت جلدی «آتش بدون دود» به‌دست آورده‌ است.

بخشی از کتاب:

…درباره ی طرق مختلف و بسیار ساده ی میلیونر شدن، داستان های دل انگیز فراوانی می دانست که دائما تکرار می کرد. من فقط یکی از آن داستان ها را برایتان نقل می کنم.

می گفت یکی از رفقا تصمیم گرفت پولدار شود. بی خود وبی جهت. کارمند جزء یک اداره بود. شب خوابید صبح بلند شد و موسسه « پخش ساندویچ سالم در محل کار» را بنیاد نهاد. «ما هر روز صبح بین ساعت ۱۰ تا ۱۰:۳۰ یک ساندویچ بزرگ، مقوی، محرک، سالم و بسیار ارزان، در محل کار ما به شما تقدیم می کنیم.» همچو شعاری داشت. توی همین تهران دو سه میلیونی. حالا چطور موفق شد چند ساندویچ فروشی معتبر را وادار کند که هر روز صبح چند هزار ساندویچ آماده کنند و چطور یک شرکت وارد کننده ی ماشین را وادار کرد که چند کامیون در اختیارش بگذارند، بماند. آقا راه می افتد توی موسسات و ادارات و شرکت ها و غیره و غیره. «این نمونه ی ساندویچ ماست. قیمتش هم ۱۵ ریال است، اما اگر «آبونه» بشوید و فقط ۴۰ ریال بدهید، قیمت هر ساندویچ برای شما مشترک عزیز فقط ۱۰ ریال خواهد بود.» بسیار خوب. بفرمایید کدام آدم عاقلی این ۴۰ ریال را نمی دهد؟ موسسه یی به این بزرگی! با این تشکیلات وسیع و این همه ادب و نزاکت. ساندویچش هم که چاق و مرتب است و برخلاف خیلی چیزها تقلبی نیست. از طرف دیگر کدام آدم عاقلی را می شود پیدا کرد که هر روز صبح ساعت ۱۰ (تا ۱۰:۳۰) یک ساندویچ سالم و مقوی (ومحرک) گاز بزند و گز بزند و بازهم گاز بزند؟ تازه، اگر شما جدا مخالف این برنامه باشید و این کار را دور از شان و مقام خود بدانید، مگر بوی خوش و خاطره انگیز یک ساندویچ صبحگاهی (کالباس، گوجه فرنگی، خیارشور پیتی تبریز…) اراده ی شما را تزلزل نمی کند؟ ( شما به پیشخدمت تان سفارش می کنید که به طور پنهانی-آنطور که سایر کارمندها نفهمند تا پر رو بشوند- یک ساندویچ سفارشی – برای رییس است، مواظب باش- از یارو بگیرد و به طور پنهانی بیاورد توی اتاق. وضمن رسیدگی به کارهای جاری مملکتی – در حالی که صمیمانه به ملت گرسنه ی هند و رنج های سیاهان آفریقا و بدبختی عظیم ملل عرب فکر می کنید- آهسته آهسته ساندویچ عزیزتان را گاز می زنید و گاز می زنید و پرونده ها را ورق- حذف فعل به قرینه.)

خلاصه… آقا نکاشته شروع می کند به درو کردن. توی هر اداره یی از مستخدم تا مدیر «آبونه» می شوند. آقا هم دیگر سراغ آن اداره نمی رود. یک هفته ( یا ده روز- نمی دانم) این برنامه را با سعی و جدیت آدم های پشت کاردار و فعال ادامه می دهد. از شمال شروع می کند و به جنوب می رسد، موسسه به موسسه، اداره به اداره، و خانه به خانه. بعد هم کامیون ها را می اندازد و می زند به چاک. هیچکس هم حاضر نمی شود به خاطر ۴۰ ریال ناقابل به دادگستری شکایت کند. هم کمی می خندند، کمی دلخور می شوند، و از این که به شعور آنها توهین شده مختصری احساس حقارت می کنند و مساله تمام می شود.

ابن مشغله با بلاهت تمام می پرسد:«اما چرا حاضر نشد که کارش را ادامه بدهد؟ او می توانست در یک واحد کوچکتر این کار را دنبال کند و شغل پردرآمد و واقعا آبرومندی داشته باشد.»

رفیق قدیمم با خنده می گوید:« برو بابا! او که خیال نداشت ساندویچ فروش بشود. فقط هوس کرده بود میلیونر بشود – که شد.»…

برساد-کامبیز رستمی

مطالب مرتبط با برچسب

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


لطفا معادله امنیتی را تکمیل کنید *

  • آخرین خبرها